زهرا حداد

منتشر شده توسط | می 10, 2021

|می روم |
می روم به دور دست ها، جایی که کسی نباشد ، میگریزم از مردم شهر؛
می روم تا دیگر نبینم در ظاهر خوب بودن ها ولی در باطن پلید بودن هارا میروم تنهای تنها،تا که پیدا کنم تنها تر از مسیح را…

می روم به دور از همه دوست داشتن ها و دوست داشته شدن ها،
میروم به دور از تمام محبت ها…
میروم تا دور شوم از پلیدی ها…
میروم تا دور شوم از سخن ها…

میروم درخودم غرق میشوم و به دنبال گم گشته ام میگردم!!

میروم به صحرا ،تا با سکوتش مانوس شوم، با بادهایش همراه و با افتاب سوزانش همیار…

میروم در پس تاریک ترین شب هایش، درپس تاریک ترین تاریک ها!!

(تاریک ترین ساعت،پیش از طلوع خورشید فرا میرسد )
میروم و خانه ای نمیسازم…!!

میروم که بعد ها یاد کنند از من دیوانه ترین دیوانه ها …
زهرا حداد

دل نوشته ای از زهرا حداد 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده − یک =