سمیه قربانپور دلیوند

منتشر شده توسط | آوریل 21, 2021



از شنبه های تیره ی دلگیر ،یکشنبه های سرد بارانی
از روزهای رنگ و رو رفته ،تا هفته های رو به ویرانی

از جمعه های خشک پرحسرت،بر سینه ی تقویم خون مرده
از اتفاقاتی نیفتاده ،در روزهایی که نمی دانی

از درد گفتن کار سختی نیست ،هر روز عادت میکنی وقتی ،
با بغض های خورده می پوسی ،با زخم های کهنه می مانی

آنوقت دنیا هم نمی فهمد ، اینکه فقط اندوه میبینی
در نثری از تاریخ بیهقی ،در شعری از دیوان خاقانی

شک میکنی گاهی به دستی که ،گاهی به چشمی که ،به قلبی که،
شک می کنی این روزها حتی ،بر ادعاهای مسلمانی

گم می شوی در امتداد دود ، در ذهن گیج و خسته ی یک زن
یک زن که قلبش را رفو کرده ،با تکه هایی از پشیمانی

حالا منم اینجا زنی تنها ،با یآس های ساده ی نمناک
با شعرهای بی فروغ و گنگ ،با دستهای سرد سیمانی

دیگر سراغم را نمیگیرند،جز دردهای نرم
آهسته
حتی خیال نازک چینی ،یا آرزوی تلخ پنهانی

در من وقوع مرگ نزدیک است ، با بوی تند بوریا و نفت
مرگی که طعمش را نمی فهمد ،یک شاعر سبک خراسانی…

شعری از

سمیه قربانپور دلیوند

با سپاس از دبیر خبری وبسایت
در استان گیلان

سپیده_ساجدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 7 =