سید سعید عربی

منتشر شده توسط | آوریل 15, 2021

.
دیشب که باد پنجره رو باز کرده بود
چن تا ستاره از دل شب پر کشید و رفت!
دنیا منو به نرده ی پشت حیاط بست
تنها گذاشت من رو بدون کلید و رفت!

ماتم گرفته بود جهانم بدون عشق
دنیا همیشه واسه ی من کوره راه موند
سهم منو گلایل وحشی به باد داد
من مثل آفتاب سرم بی کلاه موند!

اصلا عجیب نیست مسیرم رو گم کنم
چون توی کوره راه رفیقی نداشتم
من چشم و گوش بسته بهش باختم دلو
از عشق اطلاع دقیقی نداشتم !

من تشنه کام بودم و دریا کنار من
لب تر نکرد مثل یه عابر گذاشت رفت
می گفت که کبوتر جلد منه ولی
مثل پرنده های مهاجر گذاشت رفت!

از شوق مرگ سر به بیابون گذاشتم
دیدم که عشق این دفه کاری به من نداشت
حتما صلاح بود غریبونه جون بدم
حتما خدا برای تن من کفن نداشت!

سید سعید عربی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 + 15 =