بهنام حیدری فخر

منتشر شده توسط | دسامبر 27, 2020

« وصال »

تـو از حــال زارم نــداری خـبــر

ندیدی که شـد عشق ما بی ثمـر

نـدارم بـجــز تـو کـه یـاری دگــر

نباشد در این دل به هرکس نظر

اگـر مـانـده از مـا بـه یـادت اثـر

مـرا هـم به سـوی دل خـود ببـر

بــرای وصـالـت زدم بــال و پــر

نبینـی که روزی شدم شعـله ور

اگــر مـی کـنــی از بــر مـا گــذر

خطرکن خطرکن خطرکن خطـر

به پایت بریـزم همـه سیـم و زر

سفر کن سفر کن سفر کن سـفـر

ترنج :بهنام حیدری فخر

بهنامحیدریفخر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 − یک =