Tag Archives: ترجمه

شعرهایی از باب دیلن، ازرا پاوند و پل سلان؛ برگردان زلما بهادر

“حالا تو دختر بالغی هستی” گفتگوی مان کوتاه بود و شیرین و نزدیک بود از پا درآورد مرا من حالا بازگشته ام میان باران و… ادامه نوشته »

دو شعر از فنی استرنبرگ؛ برگردان هودیسه حسینی

گیسوان تابیده‌ی بلند چنان زرّین نقره‌وار و طلایی در طلوع خورشید زعفرانی لباس‌های تابستانی سپید و سرد که پوست را سبزه می‌نماید. پاهای لاک‌زده قرمز… ادامه نوشته »

دو شعر از مالارمه و دسنو؛ برگردان مریم قربانی

لبت بر لب جام بلور خاطره ارغوانی و زنده ی میراترین گل سرخ را جرعه جرعه بر جای می گذارد. #استفان_مالارمه ترجمه: #مریم_قربانی Ta lèvre… ادامه نوشته »

دو شعر از یونس رضایی، شاعر کُرد؛ برگردان جبار شافعی زاده

دو شعر از شاعر کُرد، یونس رضایی   «دیرزمانی‌ست که سربازم؛ هم مرز پرنده»   در نگاه‌ات همه گذشته‌ام که رویایی‌ست در ابتدای رود و… ادامه نوشته »