حسام میر محمدی
لاف بزن در عشقلاف در دوستت دارم من از همين حوالي تو را به جانم سپردممن از همين گوشه كنار صدايت را در سرم مرور… ادامه نوشته »
لاف بزن در عشقلاف در دوستت دارم من از همين حوالي تو را به جانم سپردممن از همين گوشه كنار صدايت را در سرم مرور… ادامه نوشته »
این شهر چقدر بزرگ شده، که از پاهای من سرمیرود!؟ آغوشت! چقدر بزرگ شده، که از دستان من سرمیرود؟! چند دوستت دارم، دور بودهای؟! چند… ادامه نوشته »
سالهاست دستهای توآغوش باز کردهتا زنی بی نگاهاز سوگ خورشیدبرگردد سیروس ذکایی …… تو خود مهتابیکه در امتداد کوچه عاشقی میتابیاما من همچنان بی تابم سیروس… ادامه نوشته »
لبخند می زنمو بر تن درخت دست میکشماین ترک هارد روزهایی ست که بر تو گذشترد بادرد شلاق لبخند میزنم و بر تن درخت دست… ادامه نوشته »
اي دُختِ پر از غم، اي آيه ي رفتناز ماي فراري، باز آمد و دل كندامشب ز دلم رفت، امشب كفنم كردهم سويِ سياهي ،… ادامه نوشته »
کتاب دوم فاطمه صادقی “سرزمین کوچکی که زیر چادر بود با ۷۵صفحهو تیراژش۵۰۰ جلد وارد بازار شد. با هم یک شعر از این مجموعه را… ادامه نوشته »
به تعویق افتاده زمان لابه لای شکنجه های خیال فاصله ای نمانده تا عمقِ شکاف های روح چند بار می توان تکه تکه شد؟ چند… ادامه نوشته »
تلفن را بردار. و خبر رفتنت را . . به تمام پرندگان مانده از کوچ برسان . می خواهم بدانم . کدام یک بیشتر بلاتکلیف… ادامه نوشته »
مجرم تر از تو به عمرم ندیده ام و ندیده ای هرگز مثل من می کشیم کسانی که دوست مان دارند تا به کسانی که… ادامه نوشته »
یک مشت گندم که این همه معجزه می کند و به خیابان های تهران می آورد … ادامه نوشته »