گپ و گفتی با جناب آقای سعید عاشقی رئیس هیئت مدیره مجمع انجمن های ادبی استان قزوین

منتشر شده توسط | می 16, 2021

گفتگوی سرکار خانم شهرزاد محمدی با جناب آقای سعید عاشقی

سعید عاشقی

در خدمت جناب آقای سعید عاشقی کارشناس واحد ادبی حوزه هنری ،و همچنین رئیس هیئت مدیره مجمع انجمنهای ادبی استان قزوین هستیم.
ضمن عرض سلام خدمت جنابعالی و تشکر بابت قبول زحمت خوشحال می شوم اگر به چند سوال پاسخ بدید.
⚫⚫
۱_بعنوان سوال اول از شما میخوام درباره فعالیت های کلی دوشنبه های عاشقی در یک سال اخیر توضیحاتی بفرمایید

♦️با نام و یاد خدای مهربان و عرض سلام و احترام خدمت مخاطبان وبسایت ادبی و هنری سه نقطه
کارگاههای انجمن ادبی حوزه هنری قزوین تقریبا تا پایان بهمن سال ۱۳۹۸ همانند تمام سالهای پیش که به صورت هفتگی در روزهای دوشنبه ( بخش کارگاهی ) و سه شنبه( بخش حافظ و مولانا پژوهی) برگزار میشد، به کار خود ادامه داد ولیکن با شروع کرونا و شیوع آن مثل اغلب سازمانها و نهادهای فرهنگی ، هنری و آموزشگاهی، ما نیز بنا بر دستورات و بخشنامه های دولتی ناگزیر مجبور به تعطیلی جلسات شدیم .
در ابتدا بسیار خوش بین بودیم ک نهایتا با آغاز تابستان به روال سابق برخواهیم گشت که متاسفانه اینگونه نشد. لذا با هماهنگی واحد آفرینشهای ادبی مصمم شدیم تا با تولید سلسله گفتارهایی آموزشی در خصوص شعر و مبانی آن در قالب پادکست بخشی از خلا ایجاد شده را برطرف نمائیم . تولید این پادکستها در کنار ۳ یا ۴ جلسه حضوری و محدود با رعایت چارچوبهای بهداشتی تنها اقداماتی بود ک بطور رسمی در حوزه صورت گرفت .
با این حال اما سعی کردیم تا حد ممکن، تعامل و ارتباط خود را با هنرجویان و دوستان شاعر و علاقه مند به شعر به شکل دورکاری و از طریق فضای مجازی چه به صورت شخصی و گاهی نیز عمومی و گروهی ( یک ، دو مورد رونمایی و معرفی آثاری از دوستان ، پاسخ گویی به برخی پرسشها و راهنمایی و رفع اشکالات هنرجویان جوان تر و تازه کار ) حفظ کرده و کماکان این روند را ادامه دهیم .

⚫⚫

۲_ حوزه هنری قزوین بعنوان یک پایگاه رسمی برای ارائه شعر ، تا چه حد توانسته در بین علاقه مندان خصوصا جوانان جایگاه خود را پیدا کند؟

♦️حقیقت امر، همانطور که میدانید در شهرهای بزرگ همچون قزوین معمولا علاوه بر حوزه هنری سازمانها و نهادها و متولیان فرهنگی دیگری نیز مانند اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری ، کانون فکری کودک و نوجوان و همچنین تعدادی تشکلهای نسبتا غیر دولتی نیز فعالیت داشته و دارند ولیکن حوزه هنری قزوین مهمترین پایگاه و جایگاه شعر در این دو دهه اخیر بوده است که نه تنها بطور مستمر و هدفمند به کار خود ادامه داده بلکه منشا اثرات مثبتی از قبیل؛ کشف و شناسایی و پرورش و آموزس استعدادها ، برگزاری جشنواره ها و خلق آثار در قالب کتاب گردیده و خوشبختانه با وجود مدیران آگاه و هنراندیش توانسته ایم در برهه های مختلف، با همکاری و تعامل دیگر واحدهای هنری (چه در داخل مجموعه حوزه و چه در هماهنگی با دیگر تشکلها و نهادها به صورت فردی و تشکیلاتی) مانند واحد موسیقی، خوشنویسی و گرافیک ، داستان و عکس فعالیتهای خوبی داشته باشیم . ضمن آنکه با برگزاری جلسات حافظ و مولانا پژوهشی و بهره مندی از استادان برجسته ای چون دکتر انصاری .دکتر قافله باشی ، دکتر سمیع زاده و دکتر عابدیها زمینه مشارکت و هم افزایی مطلوبی را برای طیف جوان
و علاقه مند به ادبیات کلاسیک ایجاد نمائیم .حرکتی که در نوع خود کم سابقه بوده و موجب جذب مخاطبان بسیاری، اعم از قشر جوان ، میانسال و مسن ( با هدف بهره مندی و آشنایی با دغدغه ها و سلایق ادبی هر یک از طرفین و اقشار فعال و همراه با این مجموعه ) گردیده و از منظر کیفی و کمی طیف وسیعی را تحت پوشش قرار داده است .
و بطور کل می توان گفت حوزه هنری قزوین نه تنها در میان جوانان ، بلکه بواسطه تعاملات و نگرش های منعطفانه و کیفیت محور و (با تکیه بر نوعی مدیریت متمرکز و همگرا)در میان طیف های سنی و حتی پیشکسوتان استان نقش پر رنگ و حائز اهمیتی ایفا کرده است .

⚫⚫
۳_آیا حوزه در طی سالهای اخیر خروجی قابل توجهی داشته است؟و اگر قرار باشد افرادی بعنوان خروجی این حوزه معرفی کنید چه کسانی را می توانید نام ببرید.

♦️در این خصوص همانطور که در پاسخ به سوال قبلی نکاتی را اشاره کردم ، حدودا طی دو دهه اخیر ، در واحد آفرینشهای ادبی حوزه هنری اتفاقات خوب و ارزشمندی را در راستای تولید مجموعه اشعار شاعران جوان و نوپا ، در کنار شاعران باتجربه تر شاهد بوده ایم . که برخی از این مجموعه ها عبارتند از : “حوالی مرزهای جهان” و “دوشنبه های شاعری” توسط اینجانب
” ناردانه” به کوشش یاسر قنبر لو ، “نیلی ترین عقیق “به همت محمد حسین ابوترابی و” سنگ پا ” به همت مهران حسینی و همچنین مجموعه های مستقلی همچون “شعله در شمعدانی” از اسماعیل سکاک، “این سرزمین امین ندارد” از سعید عاشقی و “نفس گرم خطبه “از حسن حاج سید جوادی
با حمایت حوزه هنری قزوین چاپ‌و
منتشر شده است.
لازم به ذکر است که علاوه بر آثار فوق ، طی این سالها و با برگزاری کارگاههای مستمر هفتگی دوشنبه های شاعری، به واسطه حضور و همراهی و نقش آفرینی شاعران جوان و مستعدی چون یاسر قنبرلو، مهران حسینی ، هادی باباقصابها ، محمد بهره بردار ،علی فلاح، اکبر آقا رضایی ، مجید لواف ، نوید سلطانی ، مجید حاتمی، نیما ماندگار ، جعفر حسنی ، مهدی ترمشیر ،جواد ستارپور ، مصطفی حاجی خانی ، علی نوری، نرگس یعقوب پور، معصومه افلاطونی، سکینه صالحی ،سحر زینعلی، لعیا محمدی، سمیرا غفاری، فاطمه رضوی ، شهرزاد محمدی، لیلا عظیمی و… شعر قزوین از پویایی و درخشش قابل توجهی برخوردار شده و با تکیه بر پایگاه و جایگاه شایسته پیشین ( هم در دهه های ۶۰ و ۷۰ و همچنین شاعران نامدار سده های قبل ) شعر قزوین را رونق و جلوه بیشتری بخشیده اند .
پر واضح است که در این مسیر علاوه بر تلاش و پویایی فردی شاعران نامبرده ، طرح و تبادل اندیشه ها و آموزه های نظری و کارگاهی، در جلسات حوزه هنری ، اشخاص و تشکل هایی دیگر از قبیل انجمنهای ادبی ترانه عارف در شهر محمدیه ( با مدیریت محمدحسین افشار )
و انجمن کلمه الوند ( تحت مدیریت محمد شفیعی فر و جلال جلالی نسب ) تاثیر گذار بوده
و بی تردید چه بسا آنچه موجب این ارتقا و بهبود روند و هم افزایی ثمربخش در شعر استان گردیده ، همانا متاثر از درک و احترام متقابل دوستان شاعر به یکدیگر ،از دریچه اخلاق ، معرفت و همدلیهای صمیمانه و مبتنی بر جوهره هنر و هنراندیشی رخنمون گردیده و مایه این رونق و بالندگی شده باشد.

⚫⚫
۴_ در طی یک سال گذشته موفق شده اید برنامه هایی چون رونمایی کتاب یا همایش خاصی را برگزار کنید؟
♦️اجازه دهید در ادامه سوال پیشین این نکته را هم اضافه کنم ک این اسامی و افرادی که از آنها یاد شد تمام پتانسیل و قابلیت شعر قزوین نیست چرا که شاعران گرانقدر و توانمندی در سطح شهر و استان فعالیت می کنند که اغلب کارنامه پربار و تجارب ذی قیمتی در عرصه شعر و شاعری دارند ولیکن بنده قاعدتا بر حسب سوال شما سعی کردم به آندسته از عزیزانی بپردازم که با حوزه هنری و کارگاه های دوشنبه یا بعضا با نشستهای محفلی حافظ/ مولانا پژوهشی همکاری و مراوده داشته اند .
همچنین ناگفته نماند بخشی از شاعران خوب استان در شهرهایی مثل تاکستان و آبیک ساکن هستند و انجمنهای فعالی نیز دارند و هرازگاهی نیز بنا بر مناسبتها و نشستهای ویژه تعاملاتی با این دوستان داشته و داریم ولیکن از آنجا که برای این عزیزان امکان حضور و همراهی با جلسات دوشنبه های شاعری/ عاشقی، فراهم نبوده متعاقبا مجال هم افزایی و پیوند و ارتباطات هنری به شکل کارگاهی و متمرکز کمتر وجود داشته که امیدواریم در آینده این امکان به هر شکل ممکن و مقدور فراهم گردد.

و اما در خصوص سوال شما باید عرض کنم که به منوال سابق و در محل جلسات دوشنبه ها این امکان و شرایط به دلیل محدودیتهای ناشی از پاندمی کرونا مهیا نبوده ولیکن به شکل مجازی و برنامه زنده در اواسط سال ۹۹ کتاب “رولت روسی” از آقای مهدی ترمشیر رونمایی شد و همینطور در راستای تعامل با دوستانی از استان گرگان دو سه برنامه شعر خوانی مجازی نیز داشتیم که زحمت آن را دوست خوب مان
سید محمد علوی از گرگان بر عهده داشتند. علاوه بر این
در اواخر سال نیز به همت هیئت مدیره انجمن های ادبی استان( که مجموعه ای تازه تاسیس است ) با مساعدتهای مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی قزوین آقای اسماعیلی و خانم خوئینی انسجام یافته…، مراسمی را به مناسبت بزرگداشت حکیم نظامی گنجوی در مجتمع اداره ارشاد با رعایت پروتکلها برگزار کردیم ک تعدادی از دوستان سروده های خود را ارائه کردند .
جدای از این دو سه مورد چندین جلسه محدود نیز با رعایت پروتکل ها در یکی از پاتوقهای فرهنگی شهر ( خصوصی) به همت آقای جعفر حسنی برگزار شد که علاوه بر شعر خوانی مباحثی پیرامون اهمیت و جایگاه ادبیات با رویکرد آسیب شناسی شعر در رسانه های مجازی به ویژه اینستاگرام مطرح شد .
⚫⚫

۵_ با توجه به اینکه شما خودتون هم از شاعران موفق استان هستید بخصوص در سپید سرایی میخواستم بپرسم آیا نشریه یا مجموعه ای به نام خودتان و یا جمع آوری از آثار شاعران حوزه هنری منتشر کردید؟
♦️پیش ترها یعنی اوایل شکل گیری جلسات حوزه هنری با همکاری آقای مجید بالدران ، فاطمه شریف نژاد، علی سهرابی و بنده دو یا سه شماره مجله شعر و داستان منتشر شد و آقای بالدران که تجارب حرفه ای در این زمینه دارند و در آن مقطع سردبیری روزنامه ولایت را برعهده داشتند مجله و جنگ هایی را منتشر می کردند . همچنین به همت دوستانی چون سعید عنبری در هفته نامه تابان ویژه نامه هایی فرهنگی/ هنری منتشر می شد که بخشی از آن به شعر اختصاص
می یافت و جالب اینکه اغلب نشریات استانی دارای بخش مجزایی تحت عنوان صفحه شعر و اندیشه و… بودند که انصافا نقش مهمی در معرفی شاعران جوان و پیشکسوتان و چاپ مقالات و آثار نو سروده شاعران داشت و دوستان خوش فکر و با ذوقی مثل فرید قدمی، استاد امیر عاملی و مقاطعی نیز خود بنده مسئولیت این صفحات را عهده دار بودیم . ولی رفته رفته با ظهور و بروز و همه گیر شدن رسانه های مجازی این فعالیتها به واسطه عدم توجه و شاید کمرنگ شدن دغدغه های بسیاری از مخاطبان و علاقه مندان و حتی دست اندرکاران مطبوعاتی کمرنگ و کمرنگ تر شد. تا جایی که اکنون در نشریات محلی دیگر چیزی به نام صفحه یا بخش شعر وجود ندارد .
از این مباحث که بگذریم
در گذشته شاید به دلیل وجود حساسیتهای فرهنگی و تعابیر و تعاریف قابل استنادتر و تعهدمندانه و چه بسا کارشناسی و نظارت اشعار توسط همین مسئولان صفحات ادبی ،به ویژه در شعر سپید و آزاد ،هر کسی ب خود اجازه نمی داد ک صرف پلکانی و منقطع نوشتن کلمات و سطربندی های کوتاه و بلند ، دل نوشته ها و قطعات و متن های ادبی خود را تحت عنوان شعر سپید منتشر کند .
ولیکن امروزه اشخاص ساده ترین عواطف خود را بدون شناخت فرم ، قالب ، زبان ، ساختار و دیگر عناصر شعری در صفحات و کانالهای شخصی خود به اشتراک گذاشته و بدون آنکه نقد و نظر کارشناسی را جویا شوند یا در انجمنی آن کار را ارائه دهند بواسطه لایک دوستان و اقوام خود این امر بر آنها مشتبه شده ک شاعرانی راستین هستند و….
از همه بدتر و آسیب زننده تر به ادبیات و شعر ناشرانی هستند که نه تنها سواد و تخصص لازم را در رابطه با شعر اعم از سپید و عروضی و… ندارند بلکه صرف دریافت پول، سیاه مشق ها و نوشته های مراجعین را چاپ کرده و بدون هیچ احساس مسئولیتی منتشر می کنند .
رخدادی که متاسفانه این سالها بسیار شاهد آن بوده و بی آنکه هیچ نظارتی حتی از سوی نهادهای رسمی و ناظر دولتی صورت گیرد به صدور مجوز چاپ و انتشار منجر می شود .

و اما در رابطه با کتاب بنده در سال ۹۸
مجموعه ای را تحت عنوان” کد مین های ملی” با همکاری نشر شانی منتشر کردم
که هدفم معرفی بخشی از پتانسیل شعر سپید استان بود و تا این لحظه آن قدر که مطلع هستم کتاب مذکور اولین مجموعه ایست که متمرکزا سروده های ۳۶ شاعر از استان قزوین به منظور معرفی بخشی از سپید سرایان استان( که برخی از آنها اولین مرتبه است خود و اشعارشان معرفی می گردد) منتشر شده است..
⚫⚫

۶_ بعنوان حسن ختام اگر صحبتی ،درد دلی و یا نظری در حوزه ادبیات استان دارید و فکر می کنید باید گفته شود .مشتاق شنیدن هستیم .

♦️حرف و صحبت پیرامون شعر و شاعری و ادبیات آن هم در این بحبوحه کم نیست . درست مثل خود شعر و شاعران که گرچه در ظاهر کثیرند ولی در باطن قلیل
و به قول شاعر :
یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت
در بند آن مباش که مضمون نمانده است …

اما واقعیت این است که شعر برخلاف گذشته های دور که حکم رسانه ملی ( میلی نه 😉) داشت اکنون جایگاه رسانه ای خود را تا حد زیادی از دست داده و همین فقدان جایگاه و منزلت، برای مردمی که در دنیا به شعر و ادبیاتشان شناخته و معرفی شده اند ، اتفاق خوشایند و خجسته ای نیست .

دلایل این فقدان گرچه (بنا به دلایلی که مجال و مقال خود را می طلبد) طبیعی و بدیهی است ولیکن تا حد بسیاری نیز جای قابل قبول نیست و نباید به راحتی تسلیم شد.
چرا که پذیرش منفعلانه این وضعیت منجر به آسیبها و تخطئه هایی میشود
که چه بسا از هم اکنون به نحوی محسوس برخی از ترکشهای آن را اعم از خودباختگی فرهنگی، انحرافهای هویتی، انفعال و تن دادن به ابتذالات و کج رویهای ذوقی ،زیباشناسیک و حتی روان شناختی می توان مشاهده کرد .

در چنین جامعه بحران زده که از یک سو درگیر تعلقات خاطر به سنتها و از دیگر سو مبتلابِه خوانشهای ناصواب از مدرنیته است و از همه اسفناک تر در بستر مواج و پر شتاب پسامدرنیسم نیز دست و پا میزند ( حقیقتی اجتناب ناپذیر که نه تنها کشورهای جهان سوم بلکه برخی کشورهای توسعه یافته نیز با آن مواجهند) رخدادیست که تا حد زیادی متاثر از انقلاب دیجیتالی عصر حاضر است ….
و تحت تاثیر مولفه هایی چون: عدم قطعیت ، غلبه حواشی بر متن،اروتیک ، فمنیسم و نظریات برآمده از حاکمیت نظام سرمایه داری و… ناگزیر خوانشها و شیوه های مواجهه از نوعی دیگر را پیشنهاد میدهند ،بدیهی است که در چنین وانفسایی شعر و ادبیات (جدای از هر نوع سابقه و پشتوانه و کارکرد و تاویلی از آثار قدمایی گرفته تا معاصر .. ضرورت و نیاز به انقلاب و تحولی ادبی ،مبرم و اجتناب ناپذیر
به نظر می رسد .
انقلابی اما نه الزاما شبیه آنچه در مکاتب ادبی و جریانات نیمایی ، شاملویی و مشابهاتی از این دست مبتنی بر فرم و زبان وووو
بل انقلابی ک قبل از هر چیز رسالت انسان را از دشواری وظیفه ، بازخوانی ( و تفسیر عملی )کرده و ساحتهای متکثر و غیر متکثر از پدیده ها را ، متاثر از وحدت رویه ای مبنا شمول ،مانند اخلاق و اخلاقیات ، تعهد، عشق ،جنگ و صلح و حتی مفهوم دموکراسی باز خوانی کرده و مبتنی بر فراخوانی عام و غیر نخبه گرا، در این راه هزینه پردازی کند .
به گمان من تنها با توجه به مولفه های فوق و با در نظر گرفتن تعریف و تعبیری متفاوت تر از شعر، (سوای آنچه تا کنون ارائه و لحاظ شده است) شاید بتوان به احیا و بقای شعر و شاعری امیدوار بود . وگرنه در زمانه ای که کره زمین و محیط زیست در حال نابودی است و تبعیضات جنسیتی و نژادی و حاکمیت نهاد ثروت و قدرت تحت عناوینی فریبنده و نقابهایی رنگارنگ، کماکان خود را باز آفرینی می کنند، اگر شعر و شاعر و در مجموع هنر نتوانند پیشنهاد و راهکاری عاملانه در مواجهه با این مسائل داشته باشند دیگر چه حرف و مسئله ای برای انسان معاصر باقی خواهد ماند ؟ جز بیان همان مفاهیم و دستمایه های کلانی که طی هزاران هزار سال پیش و حتی امروزه (منتها در شکل و شمایلی متفاوت تر و به عبارتی نئو کلاسیک تر و مدرن تر
و پست مدرن تر …) ارائه میشوند !؟

در هر حال با این توضیحات معتقدم شعر امروز با توجه به آنچه که در حد بضاعت و تجربه ام می بینم و میخوانم ( آن هم از منابع و ماخذهایی که قاعدتا پیشگامان و متولیانش،پیرامون شعر و ادبیات به جریانات فکری و تئوریک روز، اشراف و آشنایی درستی دارند) ما در یک چرخه ناقص و فاقد جنبه های خلاقانه از حیث جهان بینی ،معرفت شناسانه و پراتیکال( جز مواردی بسیار بسیار اندک ) در حال تقلید، تکرار و تسلسلی باطلیم و از این دایره وقتی می توانیم خروج کنیم که از شعر انتظاری
فراتر از خود نداشته باشیم .
چرا که
شعر حقیقی شعریست که شاعرش پیش از سرایش، خود را بیش از دیگری نزیسته و پس از سرایش نیز هستی اش را بی واژه بیافریند .

شهرزاد محمدی 

با سپاس از خبرنگار وبسایت

در استان قزوین#شهرزاد_محمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × چهار =