مریم ذوالفقاری

منتشر شده توسط | می 10, 2021

هیچ گلوله ای من را از تو دور نکرد
حالا که گلهای پیراهنت
در انبوهی از خاک
به خورشید لبخند میزند
سنجاقک روی موهایت
بی هیچ رنگی
پرچم سر در خانه امان شده
ستاره ها از آسمان سقوط کرده اند
و دنبال دستهایی می گردند
که روزی انها را در آسمان
به هم نزدیک می کرد
چشم هایت را آرام ببند
مثل عکس های روز تولدت
که شمع های بی مرگی را فوت می کرد
از تفنگ ها نترس
آنها به خواب رفته اند
ویادشان نمی آید
اینجا روزی جنگ بود

مریم_ذوالفقاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × پنج =