احمد سلمانی

منتشر شده توسط | اکتبر 30, 2020

باز اگر سایه ی دیوار به در افتاده
شک ندارم که رهایی به خطر افتاده

قامت سرو نیفتاده ز طوفان به زمین
بلکه از مرحمت و لطف تبر افتاده

به سرم آمده از هر چه بَدَم می آمد
باز هم فاصله از شب به سحر افتاده

آسمان هست ولی تیر و کمان بسیار است
هر کجا نعش کبوتر به گذر افتاده

شیخ تنها به جماعت شده مشغول نماز
آری انگار خدا هم به ضرر افتاده

بهتر از مرگ ندارم که دعایی بکنم
گرچه عمریست دعایم ز اثر افتاده

احمد_سلمانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 1 =