حیدر طاقتی

منتشر شده توسط | آگوست 27, 2020

چه گونه است؟ قبل شلیک
شقیقه ام تیر میکشد
چرک میکند
و خاطرات می ریزد بیرون
جای زخم
رد رژ قرمزی
که وقتی آن سوی زمان
کسی را می بوسی
مرگ را نه با لباس مشکی بلند
بلکه با لباس عروس در تن تو می بینم
چشم هایم را که باز میکنم
انگار روحم به جان سگی افتاده
که برای مرگ
دست و پا می‌زند
و باز هم مرگ
فکری بیمار گونه
که در رشته های عصبی ام
رژه میرود
دست میگذارد روی دکمه شلیک
چند پرنده پر میزنند
که در اوج برای آرزو های سیاه من
له‌له می‌زنند
به خواب من برگرد
اینجا برای زنده ماندن
جز مرگ راه دیگری نیست

حیدر_طاقتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × یک =