سونیا کیانیان

منتشر شده توسط | جولای 15, 2020

به تعویق افتاده
زمان
لابه لای شکنجه های خیال
فاصله ای نمانده
تا عمقِ شکاف های روح
چند بار می توان تکه تکه شد؟
چند بار می توان مُرد؟
چند گلوله را میتوانی بشناسی؟

مُدام
اندوه تکثیر می شود
در خاکِ خالیِ وطن

اما سایه هایمان، هنوز
در خیابان راه می رود
عبور می کنم
از جنازه هایی که نمیدانم
جُرم شان چیست؟

تنهایی راه می افتد و تکثیر می شود،
کاش،
اینجا خاورمیانه نبود
وخون پاک می شد
از روح روزنامه ها،
از صورت خیابان ها،
از خواب هایی که هنوز نَمرده اند.

سونیا_کیانیان

پاییز_۹۸

پیکرم زخمی از ضربه های تبر
دانه های اندوه در دلم روییده
روی پاهایم ایستاده ام
نمیدانم
هنوز چند مین در گلویم منفجر نشده
زیر آوار شکنجه های باد
قلم می شوم
کلمات در هوا معلق اند
کاغذ می شوم
شعر اما
برگریزانی ست برای شاخه هایم
کاش
پاییز بر پیراهن سفیدت
نام مرا ببارد
با خیزش یک ابر
دفنم کند.
کاش
زنی باشم
نشسته بر خیال
که شب را سر می کشد
روز را بالا می اورد
تا شعر تازه ای متولد شود
و با خوانش کو کوها
درخت ها به رقص در بیایند.

سونیا_کیانیان

پاییز_۹۸

#سونیا_کیانیان

#مرتضی_خانی

#ونوس_رستمی 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × چهار =