ماریا سلمانی

منتشر شده توسط | جولای 9, 2020

تمام زندگی ام کودک درونی بود
که چشم های تَرَش ترس با تو بودن داشت
و سرنوشت از اول چنین رقم خورد و…
دلم به طرز بدی، وهمِ آزمودن داشت

مرا به ترجمه ی قصه های خود بردی
به موی قرمز “آن شرلی” و به “جودی آبُت”
به روزهای بدون من و بدون خودت
که حرف می زدم از روی عشق با یک بُت

دلم به خنده ی مصنوعی تو عادت داشت
ولی به طرز عجیبی زمان شتاب گرفت
چگونه شرح دهم ماجرای چشمت را
چگونه شرح دهم شهر اضطراب گرفت

کتاب زندگی ام قهوه های تلخی بود
که سر کشیده ام از چشم های قاجاری
زنی به وسعت تاریخ عشق می ورزید
زنی به وسعت شب می کشید بیداری

ماریا_سلمانی

#ماریا_سلمانی

#مرتضی_خانی

#ونوس_رستمی 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 + هفت =