سید سعید عربی

منتشر شده توسط | ژوئن 19, 2020


ابرای تیره روی دستت راه میرن

دستاتو وا کردی همیشه خیس باشم

اون قدر کوچیکم به چشمت که محاله

با ذره بینم قابل تشخیص باشم!
هر چی پرنده س با خودت بردی از اینجا

حتی درختارم داری دق میدی،برگرد!

با اختیاراتت منو محدود کردی

اصلا نمیشه با نبودت زندگی کرد!
رفتی ولی از خواب من بیرون نرفتی

به رفتن تو کوچه ها عادت نکردن

آیینه ها بعد از تو تصویری ندیدن

سهم نگاتو با کسی قسمت نکردن…!
فنجون و که سر می کشم با یاد چشمات

این قهوه ی سردم انرژی بخش میشه

من رفتنت رو حس نکردم چون که هر روز

از رادیو داره سکوتت پخش میشه
رفتی و دنیا روو سرم آوار میشه

هر لحظه اطرافم هوای مرگ میاد

پای برهنه توو خیابون راه می رم

وقتی توو کفشامم صدای مرگ می یاد*

رفتی ولی از خواب من بیرون نرفتی

به رفتن تو کوچه ها عادت نکردن

آیینه ها بعد از تو تصویری ندیدن

سهم نگاتو با کسی قسمت نکردن!
سعید عربی

……..

تک وارث روزای غمگین خودم هستم

صد ساله که تنهام من،صد ساله من تنهام

بعد از تو پیدا می کنن جعبه سیاهم رو

من آخرین نسل از سقوط یک هواپیمام
قبل تو معمولی تر از هر آدمی بودم

حالا به لطف عشق تو دائم پریشونم

حالم شبیه چتر بازی قبل پروازه

اینکه چی میشه بعد از این اصلا نمی دونم!
دلشوره افتاده به جونم،گیج و افسرده م

وقتی بهت فک می کنم تشویش می گیرم

وقتی که می خوابم کنارم پیت بنزینه

من دیر یا زود از غمت آتیش می گیرم!
حال منه زندونیو زنجیر می فهمه

دیوار سلولم شریک ماتم عشقه

هر لحظه جون میدم برای تو نمی دونی

من شک ندارم مرگ،اسم اعظم عشقه!
چیزی که توی سینته قلب منه دختر

من رو حلالم کن اگه با درد می خوابی

یادت میاد گفتی بدون تو نمی تونم

حالا کجایی با کدوم نامرد می خوابی!
با هر کی ام باشی وفادارش نمی مونی

عشقت به هرچی مثل چرک ناخنه،میره

برفی که پاشو رو درخت کاج میذاره

بعد از زمستون ساکشو جم می کنه،میره!
سید سعید عربی

#سید_سعید_عربی

#مرتضی_خانی

#ونوس_رستمی 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × چهار =