“ما درختان بلوط بودیم “مجموعه شعر “علیرضا بیرانوند “

منتشر شده توسط | می 19, 2020

ما درختان بلوط بودیم
مولف : علیرضا بیرانوند
ناشر: نشر نزدیکتر
چاپ اول : ۱۳۹۸
ناظر فنی: علی سلیمانی

با هم دو شعر از ” ما درختان بلوط بودیم” می خوانیم.

بیا
دوباره بر سر این چشمه
دل زاگرس را شکافته ام
بیا
بیا بر سر این اشک واره
ای آینه ی تمام نمای تاریخ
ای مادیان سپید ایل
بیا ببینمت
اکنون که بر در خانه ات روان شده ام
بیا
ببینمت
دست بکشم به گیس هایت
به دره های عمیق نرسیدن
به شانه هایت
دوباره تکیه کنم
ای زاگرس زخمی
و دل ببندم به چشمان شگرفَت
به غار کلما کره

به آغوشت که فکر میکنم
در همین سطر باران میگیرد
به آغوشت فک میکنم
و کوه ها
رودهایی می شوند سیلابی
و کوه ها راه میروند
و کوه ها می ریزند
به آغوشت فکر که میکنم
پایین دست را سیل می بَرد

بیرانوند__علیرضا

…………… 

بگو
این صدای مادر است
یا نسیم
که بیدار میکند مرا از خواب صبحگاهی
و این قمری که هر روز
به پنجره میزند
برای دیدن من آمده است یا چند دانه گندم؟

دست به دست عصا بدهم
زیر درخت لیمو
بنشینم و شعر بخوانم؟
“صدا میزنم تورا
با دهانی که جز نام تو”
من این شعر را جایی نخوانده ام؟
یا…

یار مراد
چه فرقی دارد
بمیری یا آلزایمر داشته باشی؟
وقتی کسی را به یاد نمی آوری
زندگی گَس باشد یا شیرین
فرقی نمی کند
زنی که برایت لالایی می خواند
جمیله است یا پرستاری زیبا
فرقی نمی کند
چای طعم بهار نارنج بدهد
یا…
[ ] یارمراد
اصلآ بگو
صبح که تمام شود
وقتی پشت آخرین کوه چهارپایه را از زیر پای خورشید بکشند
دست ببرم در جیب هایم و ماه را قلاب کنم به گیس آسمان
سر روی بالشم که بگذارم
و به یاد جوانی
زنی را ببوسم
فردا دوباره خودم را به یاد می آورم؟

بیرانوند__علیرضا

#علیرضا_بیرانوند

#مرتضی_خانی

#ونوس_رستمی

One thought on ““ما درختان بلوط بودیم “مجموعه شعر “علیرضا بیرانوند “

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × یک =