امید چاوشی

منتشر شده توسط | می 19, 2020

هیچ چیزعوض نشده
هنوز
درخت پشت پنحره کشیک میدهد
پیاده روپاییزراجای دیگری نبرد.
هنوز
مورچه هابه گورستان میروند
برایم خاطرات تازه بیاورند
هنوز
پشت چراغ های قرمز می ایستم
تاانتظار فراموشم نشود.
باورکن خوبم
کافی ست یک نفس عمیق بکشم
تاماه
به تمام دختران زمین مشکوک شود
اقیانوس رابردارد درچشم هایشان بریزد
فردا
روزنامه ها ادعا کنند :
شهری پیداشده
که چشم تمام دخترانش آبی ست
ودانشمندها
دلیل جزر ومد را جای انگشتهای ماه بدانند.
باور کن هیچ چیز عوض نشده
کودکی هستم درآستانه چهل سالگی
نشسته برشاخه درخت
ابرها رادرگوش فروکرده آوازمیخوانم
حواسم را
پرت میکنم به دامن مادرم
گلهای دامنش آتش میگیرد.
ازدامن مادرم
ازدود بیرون میزنم
میدوی درآغوشم بگیری
اما
کوه راکه نمیشود درآغوش گرفت.
ومن
برای آغوش هیچ کس
ازکوه بودنم دست برنخواهم داشت.

امیدچاوشی
یک خرداد نود و پنج

#امید_چاوشی

#مرتضی_خانی

#ونوس_رستمی 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × چهار =