بابک وهابی

منتشر شده توسط | فوریه 9, 2020



به خاطرهم ندارد خاطراتی از ورودش را
خطور زندگی در ذهن رگهای کبودش را
اذان گفتند در گوش تمام اختیاراتش
بنا کردند بی اذن خودش بود و نبودش
را
در آمد نامش از لای کتاب و با کمی اسپند
درآوردند چشم شور بدخواه و حسودش را
و تیغ و ختنه سورانی که توضیح المسایل گفت
عیار روزه و ابطال با حد و حدودش را!
به پای دار دنیا رج به رج میبافت بی نقشه
گذار لحظه های خسته لای تار و پودش را
هوا آلوده بود و بی هوا تا سرفه هایش رفت
به افکارش پکی زد ،کاملا تو داد دودش را
حسابی ویژه رویش باز شد در بانک بند ناف !
بخشکی شانس! آخر دیگران بردند سودش را!
مانیتور گر چه از قید حیاتش سیگنالی داد
گرفتند آرزوها سالگرد یادبودش را
بماند بینمان! آن بی وجود زنده من بودم
اگر چه گفتنش سخت است من دارم وجودش را!
چه فرقی میکند میلاد و مرگ آنجا که باید رفت!
تولد آخرش مرگ است…ول کن دیر و زودش را!
ارادت
بابک وهابی

#بابک_وهابی

#ونوس_رستمی

#مرتضی_خانی 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − 6 =