مریم بذری

منتشر شده توسط | تیر ۲, ۱۳۹۸

شنبه
یک شنبه
تقویم جیبی ام را باز می کنم
من دیوانه ام
و دلتنگی هایم را جمعه ها
غروب جمع می کنم
راه می افتم
در خیابان
گذشته چروک شده است
در یقه لباس های تانوکورا
و زیبایی
در لوازم ارایشی باد کرده است
من دیوانه ام
و اگر باران ببارد
با خودم می گویم :
چه کسی معصومیت خوابهایم را تیر باران کرده است ؟
چه کسی
برای کوچ پرستو ها دست تکان نخواهد داد؟
خدایی
که در شالیزار ها موهایش سفید است
خدایی که در مزرعه چای موهایش سیاه است
در خیابان چه رنگی خواهد داشت؟
از اینجا به بعد
چه باران باریده باشد یا نه
کلمه ها خیس شده اند
خوشبختی خیس شده است
دفترچه قسط خیس شده است
و من
دوره گردی هستم
که شب ها
روزهایش را شخم می زند

مریم بذری

#مریم_بذری

#مرتضی_خانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 11 =