نازنین مولایی

منتشر شده توسط | ژوئن 15, 2019

غم تقسيم بر شش
چشم هاى بسته تقسيم بر شش
گريه تقسيم بر شش
ما خانواده اي شش نفره ايم
كه امروز بعد از شش روز دور هم جمع شده ايم
به هفتمين نفر بگوييد
كسي ديگر قرار نيست به جمع ما اضافه شود
شش بار بر در مى كوبد
و شش بار هر كداممان را صدا مى زند
انگشت اشاره مادرم روي بينى مي رود
“شششششششششش”
ما شش قاره ي جهانيم
مادرم سبز است
پدرم وسيع،
خواهرم رقاص،
برادرم زورگو،
من گرسنه ام
و خواهر كوچكم، هنوز كوچك است
و يك مداد رنگي شش رنگ دارد.
پدر در را به روى مرگ باز مى كند
خواهرم رنگين كمانى كشيده است
با هفت رنگ…
…………………………………………………………………………………..

به روزى فكر كن
كه شناسنامه ات
از كاغذ
به سنگ تبعيد شود.
و تو را
پيش از حركت
بشويند
بشويند
بشويند
مطهره جان
ما به زيستن آلوده ايم
و هركه بپرسد آرزويتان چيست
خواهد شنيد: مردن
پناه مى برم به فرسايش
به خاك
و پاك از ياد مى برم
كه شبي در آغوشم خوابيدى
كه زير سنگ سرد است
كه رويت از لباسم سپيدتر است
كه سنگ روى سنگ بند نخواهد شد…

نازنين مولايي

#نازنین_مولایی
#مرتضی_خانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده + پنج =