گفتگوی صمیمانه با امیر منتظری

منتشر شده توسط | اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۸


امیر منتظری

علاقۀ شما به ادبیات از چه زمانی شروع شد؟


واقعیت این است که من به ادبیات علاقه ای ندارم. ترجیحم این است که از مواجه با هر چیز دستوری بپرهیزم حتی دستور زبان!
این بی علاقگی از کودکی است، معتقدم اگر کسی شعر می نویسد لزوما بخاطر علاقه به ادبیات نیست بلکه این میل کمال گرایی در هنر است که برای او در شعر تجلی یافته..

*

آثار چه شاعرانی را بیشتر مطالعه می‌کنید؟ 

⚫شاعر ها اکثرا علاقه ای به خواندن شعر ندارند مخصوصا شعرهای شاعران هم زیست و هم دوره خودشان، ترجیحشان این است که اگر برای فراحت شعر میخوانند شعر های خارجی و یا قدیمی را بخوانند مثل رمبو نرودا شیمبورسکا یا شاملو ،منزوی و سعدی ،اما اگر مقصود تولید خوراک فکری باشد بیشتر سمت رمان می روند.
رازش‌هم در این‌ است که شعر از چینش دروغهای زیبا درباره جهان ساخته شده است
و شاعر ها خود خوب می دانند که چه می‌نویسند.

*

موضوعات و مضامین اشعار شما بیشتر چیست؟

⚫از آنجا که شعر سپید را دوست دارم معتقدم پیچیده ترین قالب شعریست و بسیار اندیشه محور ، به ناچار محتوای اشعار درامیخته با فلسفه میشود زیرا که هرچیز عمیق در جهان با چیستی سرشت انسان گره خورده است.
حتی شعرهای عاشقانه سپید از لحاظ جهان بینی با اشعار کلاسیک بسیار متفاوت است.

*

وضعیت شعر جوان کشور به نظر شما چگونه است؟

⚫ما شاعران جوان بسیار با استعدادی داریم دوستان زیادی دارم که با توجه به سن و تجربه زیستی شان شعرهای عالی و ریشه داری نوشتند.

*

از نظر شما بزرگ‌ترین آسیبی که شعر جوان را تهدید می‌کند چیست؟

⚫به عقیده من بزرگترین آسیب شعر امروز جامعه مجازی ست. اینستاگرام مثل یک منجلاب ۲۴ ساعته میل به کتابخوانی را کمرنگ کرده و عطش شهرت و سهل الوصول بودن آن باعث تولید محتواهای کم ارزش در زمینه ادبیات بدون پشتوانه دانش و تجربه شده است. باعث کشاندن کتاب شعر به یک کالای تجملاتی شده که هر کسی میتواند یکی از آنها را با نام خود داشته باشد. در نتیجه هر روز افراد بیشتری ترغیب به اشتراک گذاری دلنوشته ها و یادداشت های روزمره خود می شوند.

*

….. انجمن‌های شعری؟ 

⚫در این میان وظیفه انجمن های شعری بسیار زیاد است زیرا در جامعه ای که مرجعی برای آموختن شعر و یا سندیکایی برای حقوق شاعر وجود ندارد این انجمن ها هستند که وظیفه نشان دادن خط مشی به شاعران جوان را دارند.
البته اگر در این راه دچار فساد اخلاقی نشوند و در رسالت خود قائم به شرافت باقی بمانند.

  • یک شعر انتخابی از خودتان……… 
  • ⚫خودم را خوب می شناسم
  • زوال چیزهایی که به ناگهان می روند
    در من کار ساده ای نیست
    به آرامی مرا ترک کن!
    مثل تکه برفی
    که در پناه سایه ی کوه است

امیرمنتظری

*

خصوصیات بهترین کتاب از نظر شما؟ 

⚫اگه کتاب شعر منظورتان است به عقیده من کتابی خواندنی است که شاعرش زندگی شخصی خود را تصویر کرده باشد.از آنجا که انسانها منحصر به فرد هستند تجربه زیستی هر شخص وقتی در فرم شعر بیاید خواندنی ست.
البته که در این میان چگونگی مصادره کلمات، قالب شعری ،تسلط به واژگان و حتی طراحی جلد بسیار بر مخاطب تاثیر گذار است.

*

مافیای شعر؟

⚫در هنر مافیای پیچیده ای وجود دارد.این را من در نقاشی و موسیقی بسیار لمس کردم.
مافیا در شعر سه گونه است.مافیای شاعران حکومتی که از رانت و نفوذ خود در رسانه استفاده میکنند و کتاب هایشان را تبلیغ میکنند.
دوم مافیای شاعرانی که با ایجاد بحران و تنش و دعوا های سوری با یکدیگر سعی بر تیتر شدن دارند.و سوم مافیای ناشران که بسیار درآمیخته با انجمن های ادبی هستند.

*

شاعر نماها؟ 

⚫شاعرنما واژه عجیبی ست! واقعا نمیشود در یک سطر توضیحش داد. به نظر شما باید به مزخرف نویسان عوام پسندِ زرد با مخاطبان چند صد هزار نفری گفت شاعر نما یا به شاعرانی که پشت شعر های زیبایشان رذالت و فرومایگی پنهان است؟

*

تولد بیش از حد سبک ها و قالب ها؟ 

⚫ در دورانی که رشد علم و تکنولوژی ثانیه ای است آیا می شود جلو تولید سبک ها را گرفت؟
البته ما در دوران بازگشت هستیم.و این در تمام هنرهای ما پیداست. اما مشکل اینجاست که بازگشت به هنر کلاسیک بدون در نظر گرفتن تاثیر مدرنیته کاری عبس است. و این مشکلی ست که باعث شده اکثر هنرمندان ایرانی درجا بزنند.

شعر امروز و بحران مخاطب؟ 

⚫مخاطب شعر امروز بیشتر از آنکه دنبال شعر باشد دنبال شاعر است. و من این را آفت جامعه مجازی می دانم. فضایی که هنرمند را در دسترس آنی قرار می دهد قداست هنرش را هم از بین می‌برد و از آن کالایی دم دستی میسازد.
از این ها که بگذریم معتقدم شعر هنر نجات بخشی نیست و کالایی با مصرف جهان سوم است. مصرف آن در جوامع افسرده بیشتر است.چون از خیالات زیبا می‌گوید. قطعا جایگاه رمان در ادبیات کشور های پویا و مترقی بسیار بیشتر است.
شاید برای همین باشد که نقاشی و اوریگامی بخش بزرگ‌تری از جهان هنری من را تشکیل می دهد تا شعر!

سرقت ادبی؟

⚫گفتید سرقت یاد شعری از سینا بهمنش افتادم که در این دو دهه اخیر با نام چگوارا شریعتی شاملو و بسیاری از اندیشمندان و سیاسون جهان خواندم و آن شعر این است:

دستانم بوی گل می داد
به جرم چیدن گل
به کویر تبعیدم کردند
و یک‌ نفر نگفت
شاید گلی کاشته باشد

*

آینده ی ادبیات؟ 

⚫چیزی که هیچ گاه از بین نمی رود ادبیات است. چیزی که با تغییر فرهنگها جنگ و غارت ها و حتی سرنگونی حکومتها از بین نرفته است.
در پایان هر دوره تمدنی شاهد شکوفایی هنرمندان هستیم‌ همانطور که در دهه ۳۰ تا ۵۰ شاهد پیدایش

هنرمندان در عرصه موسیقی و ادبیات بودیم. معتقدم باید از این دوره گذر کنیم تا شفاف تر ببینیم آیا ادبیات در ایران مثل دوره های قبل تاثیر گذار باقی می‌ماند یا به یک کالای لوکس برای پیرمردها تبدیل می‌شود.

#امیر_منتظری

#مرتضی_خانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده − ده =