گفتگوی صمیمانه با رضا رضی پور

منتشر شده توسط | اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۸

علاقۀ شما به ادبیات از چه زمانی شروع شد؟
*
علاقه به ادبیات از کودکی و در شب های سرد زمستان تبریز برای من ایجاد شد . پدربزرگ با لحن گرم و صمیمی در دور کرسی داستان برایمان می گفت. تا به خواب و رویاهای زیبایم برسم.
و یادم است چهار -پنج تا
باغچه بزرگ داشتیم . مادرم گل میکاشت و برای گل های مختلف آواز می خواند .

همسایه ۱۷-۱۸ساله خوش نویسی داشتیم ساعت ها به تماشای آثار او می پرداختم.
.
خوشبختانه در خانواده کتاب در دسترس بود. آشنایی با شاعران -مخصوصا شهریار باعث شد در من پتانسیل کشش به ادبیات بوجود آید .
شغل من نظامی و پرواز بود .ادبیات – خمیرمایه نهادینه شده در من بود. برای این موضوع شعر نوشتم :
من گناهی ندارم

مادرم بود
که با گل ها آشنایم کرد
و یکی یکی
نامشان را در پلک خواب هایم زمزمه کرد
تا با بنفشه ها هم صحبت شدم.

در اصفهان در انجمن خوشنویسان رفتم و سال ۶۳ منجر به رفتنم به تبریز شد. مجروح جنگی بودم نیمی از بدنم سوخته بود. برای آسایش بیشتر به تبریز انتقال داده شدم. خوشنویسی خدمت استاد بزرگوار حاج آقا بشکوهی تا
مرحله ی ممتاز کار کردم .
اونجا آثار استاد شهریار را خواندم. یک روز به استاد گفتم :”تبریز آمدم سالها با این شعرها زندگی کردم. چطور نمی تونم خانه ایشان بروم.” گفتن :”صبر کنید”
آقای هفده ساله بنام اصغر فردی در منزل استاد شهریار رفت و آمد داشتن. باعث شدن به منزل استاد شهریار وارد بشوم و با شعرهای ایشان و دیدنشان باعث شد بصورت جدي وارد شعر بشوم.
وارد انجمن سینمای جوان شدم .با استادان عکاسی آقای سیامی و آل یاسین آشنا شدم .آن زمان با سوپر هشت کار می کردن.
وارد عرصه ای دیگر در هنر شدم و رمان و ترجمه خواندم.
بعد از شش هفت سال به تهران برگشتم. به حوزه رفتم.در محضر استاد حسین آهی و علی معلم و…بودم . به انجمن اندیشه رفتم…حسین منزوی. سید علی صالحی شاعران آن دوره و جلسه بودند . اجرای کانون ادبی اندیشه با سید عباس سجادی بود .

دیدم شعرهای من کپی شاعران گذشته است . هفت سال شعر ننوشتم و خواندم تا زبان شعر امروز پیدا کنم. غزل امروز را بشناسم و بنویسم .

*
آثار چه شاعرانی را بیشتر مطالعه می‌کنید

شعر گذشتگان را مرور کردم.با شعر شاعران مختلف آشنا شدم .حافظ، مولانا ،بیدل و… شاعران معاصر.. امیری فیروزکوهی،سیمین بهبهانی. استاد شهریار،حسین منزوی.. و خوشحالم توانستم با آنها در ارتباط باشم.

*

از نظر شما بزرگ‌ترین آسیبی که شعر جوان را تهدید می‌کند چیست ؟

درباره شعر سپید عرض می کنم .
اول شاعر باید شعر کلاسیک را بشناسد بعد سپید بنویسد .فرم. ساختار موسیقی. بدایع..را باید آموخت.باید خمیر مایه ذهنی داشت بعد سپید نوشت. نوشتن شعر سپید واقعا سخت است و شاعران باید آگاه باشند نسبت به آنچه که می نویسند .

*
موضوعات و مضامین اشعار شما بیشتر چیست؟

ژانر شعر من عاشقانه ، انتظار برای حضرت مهدی (ع) و گاهی اجتماعی است.

*

وضعیت شعر جوان کشور به نظر شما چگونه است؟

توضیح درباره شعر جوان پیچیده است . استعدادها ی خوبی در جوانان دیدم. و قطعا شاعران برجسته فردا خواهند شد. به شرطیکه درست هدایت شوند.
اگر شاعری بخواهد در یک برهه از زمان آثارش در تاریخ ادبیات ماندگار بشود -سخت است .

متولیان امور فرهنگی هنری آن زمان هستن که باید بتوانند جهت گیری شعر را هدایت کنند .

*

انجمن های شعری

۱۷سال است انجمن ادبی در شهرهای مختلف را دیدم و بعنوان مسئول جلسات‌ بودم.در فرهنگسرای صدف، حر،ملل و اخیرا در کانون شعر ” اندیشه تبریز” مسئول جلسات شعر هستم .

در جلسات شعر کانون اندیشه تبریز قصدمان این است که
فقط تشویق و تعریف نباشد . درباره ی مسائل پیرامون شعر صحبت شود . ژانرها توسط شاعران بزرگ و اساتید دانشگاه و.. بررسی می شود. و بار ذهنی و خیالی شاعران را بالا می بریم. یک سال هست که افتخار میزبانی شاعران را داریم .

*

یک شعر انتخابی از خودتان

آســمان را شــبی تماشــا کــن
پــای گلهــای ارغــوان لیــلا
چــادری از ســتاره ها ســر کــن
پــر بکش ســوی کهکشــان لیلا
جســتجو کــن ســتاره ی مــن را
دختــر خــوب آســمان لیــلا
ســالها روی بــام چشــمانم
منتظــر مانــده ام هــر آن لیــلا
گفتگــو بــا ســتاره هــا کــردم
تــا بگیــرم از او نشــان لیــلا
شــامگاهان دلــم چــه مــی گیرد
از تمــام ســتارگان لیــلا
آه امشــب تــب جنــون دارنــد
واژه هــا بــر ســر زبــان لیــلا
میکشــد تــا کجــا به دنبالــش
ســیل غم هــای بیکــران لیــلا
بــاز امشــب ســتاره باران اســت
واژگــون می شــود جهــان لیــلا
آی لیــلای آســمانگردم
آســمان را بــده تــکان لیــلا
بعــد بــر بــال ابرهــا بنشــین
گریــه کــن از غــم زمــان لیــلا
مثــل رودی بــه ســمت دریاهــا
بیگمــان میشــوی روان لیــلا
می پــرد پلک چشــم شــب آری!
وحشــت افتــاده در نهــان لیــلا
عمــر بی اعتبــار مــا را آه!
می بــرد هــودج زمــان لیــلا
وقــت کوچیــدن پرستوهاســت
میرســد ناگهــان خــزان لیــلا
مثــل تصویــر بیــت زیبایــی
تــا ابــد یــاد مــن بمــان لیــلا 

*

مافیا

۲۰سال پیش چنین شرایطی نداشتیم. خوانندگان آمدند و وارد جلسات شعر شدند . از دوستان شاعر ترانه و شعر خریدند. دوستان بر حسب احتیاجات مالی شعر نوشتند و فروختند …در شعر مافیا ایجاد شد. تعریف زیاد باعث شد شاعرانی رشد کنند و به بالا بروند و شعرشان خریده شود ..

فصای بازار شعر و انتشارات رفت سمت بد شدن و نا عادلانه بودن در جهت گیری شعر .

متاسفانه در فضای مجازی با دید اینکه تبلیغ کذایی و فالور بیشتر یعنی شاعر بهتر است مخاطبان بیشتری به این شاعرها اضافه شدند .
البته شاعرهایی هم داریم که واقعا فالور زیاد دارن و واقعا خوب می نویسند..

مسئله بعدی درباره ی سطح سلیقه در ترانه است .برای به فروش رساندن ترانه به همان نسبت افزایش تعداد خوانندگان -ترانه دم دستی زیادی وارد بازار شد .
البته ترانه زیر مجموعه شعر است و باید ساده باشد اما نه آنقدر که تنزل پیدا کند.باید صنایع ادبی در آن رعایت شود .
و مورد بعد ورود شاعران به فضای کافه ها و نوشتن شعر برای انتشارات و پول گرفتن زیاد آنها از شاعران هم معضل دیگری است .

*

سرقت ادبی ..

امروزه دیگر تخلص نيست. آنها به جایی رسیدند که زبان شعر خودشان را پیدا کردند.

در گذشته سرشناسان بیشتر از ده پانزده شاعر مثل حافظ و سعدی و..بودند و در تاریخ ادبیات به مرور زمان ثابت شده اند .و در آینده هم به همین صورت خواهد بود .

با گذر زمان معلوم میشود چه کسی خواهد ماند.

تولد سبک ها

دهکده جهانی شروع شد و مرز هنر شرایطش فراهم شد که از مرز ها عبور کند .

بعنوان مثال شعر آزاد دانه دانه وارد شد و ژانرهای مختلف بوجود آمد .
شعر گفتار. هندسه و..بوجود آمد .

وقتی به واقعیت ماجرا فکر کنیم .می بینیم نیما ابداع کننده بود. البته قبل از او‏ اشخاصی بودند. اما نیما حصار را شکاند.
شاملو و… فضایی در شعر نو بوجود آوردند .
اشخاصی می توانند موفق باشند که آشنا به شعر گذشته باشند .
بوجود آوردن سبک شعر هم ایراد است هم کمک کننده.در صورتیکه شاعران در یک جا نمانند. مانند نیما و شاملو و..

البته تاثیر ترجمه ها راهگشا در ایجاد ژانرها و سبک های مختلف است.

*

شعر آئینی

در گذشته بوده است .در دسته جات،مرثیه جات، هیات ها در رابطه با شعر آئینی بود … .
شاعران بزرگ در آذربایجان داشتیم که شاید به صد نفر برسه. که واقعا شعر آئینی را خوب می نوشتند .
بعد از انقلاب شعر آیینی بیشتر شد.

در این نوع شعر باید جدا از شعار باشد . باید از زبان، بدایع ،صنایع و.. استفاده بشود .

*

وقتی که ماه گل می کند

این مجموعه شعر در نشر شانی به چاپ رسید.

امیدوارم بتونم مجموعه شعر سپیدم را به زودی به چاپ برسانم .

در سال گذشته -از یکی از شاعران جوان آذربایجانی شعر ترجمه کردم .خوشبختانه در آذربایجان و تهران استقبال زیادی داشت .
خوشحالم که توانستم ذهن و تفکر شاعرانی که فارسی نمی نویسن را ترجمه کنم و به مخاطبان ارائه کنم .
الان درباره ی چهار -پنج شاعر آذربایجان تحقیق و ترجمه میکنم. که در قید حیات نیستن. که این مجموعه شامل بیوگرافی و معرفی شاعران است و به امید خدا در نمایشگاه کتاب شعر تبریز ارائه می شود .

#رضا_رضی_پور

#مرتضی_خانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 13 =