سید امید قدسی زاده

منتشر شده توسط | اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۸

همیشه در پس پرده نهان ، با دیگران بودند
کنار دشمنانم عده ای از دوستان بودند

زمانی پشت ما و روز دیگر پشت دشمن ها
تمام عمر هرچیزی که سودی داشت، آن بودند

زمانی فکر میکردیم چون یک عشق در سینه
زمان فهماند که نه ،کاردی در استخوان بودند

اگرچه روزهای سخت دور از ما شدند اما
به وقت دلخوشی هامان که میشد دورمان بودند

کمی انصاف دارم خوب ها بودند اما خب
شبیه آرزوی برف در خرماپزان بودند

تمام حق ما از زندگی مرگ است ،باور کن
سر این سفره حتی میزبانان میهمان بودند
.

سیدامیدقدسی_زاده

دست و پایی بسته،چشمی بی قرار آورده بود
عشق مردی خسته را تا پای دار آورده بود

زندگی نه،در میان خاطراتش زنده بود
سختی یک عمر از او مرد بار آورده بود

تجربه میگفت که تقدیر با خود میبرد
آه عشقی را که روزی روزگار آورده بود

رفت کل باور یک مرد اما باز شکر
مرگ آمد… با خودش راه فرار آورده بود

این شد آخر تیتر فردای این شهر غریب
‘عشق مردی خسته را تا پای دار آورده بود

سیدامیدقدسی_زاده

#سید_امید_قدسی_زاده

#مرتضی_خانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 4 =