“بازنمایی های تراژیک”مجموعه شعر “زهره طلوع حسینی “

منتشر شده توسط | اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۸

نشسته بودم به تماشا
هیچ محدوده‌ای نیست
نزدیکی، جلوی دوری را نگرفته
بزم طربناکی است
همه چیز دور سرم می‌چرخد
بگو در کدام فعل درگیرت کنم
تا زمان را بیهوده صرف کنیم

نشسته‌ام به تماشا
در كجاي جهان فریاد سر داده‌اي
که موهایم خلاف مسیر تو
پریشان می‌شود از ترس
مثل یک دسته طوطی بازرگان
که از صدای کشته شدن یک طوطی بازرگان
از سیمهای برق می‌پرند
من بر بالای کدام چهارپایه ایستاده‌ام
که تا این حد پیروزمندانه دوستت دارم
کجا بجویم‌ات؟
بگو این چه نشانه‌ای است وقتی تمام درها
به سوی تو باز می‌شود
و از پشت سایر درها
فقط صدای قیژ قیژ هماغوشی می‌آید
اين اواخر مدام
به روايت‌هاي كوچكي از عشق دل مي‌بندم
به حفاری تمدنی کهنه در من می‌رسم
و از اين كوشش بي سرانجام
براي فراموش كردنت
دست بر می¬دارم
تو همچنان واقعیت داری
شبیه هیچ اسطوره¬ای در خیال نمی¬مانی
شلوار می¬پوشی
پیراهن می¬پوشی
صورت می¬تراشی
به خیابان می¬آیی
و تا هفت¬تیر
آرام تظاهرات می¬کنی
بی¬آنکه حتی یک تیر
شلیک شود

…….

مجموعه شعر سپید .نشر نیماژ

#زهره_طلوع_حسینی

#مرتضی_خانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 3 =