لوشان زربخش

منتشر شده توسط | فروردین ۲۳, ۱۳۹۸

 ” کشتزار پنبه “

رفت و از سیاره‎مون خورشید رفت
خاک مُرده رو زمین پاشید، رفت

توی گوشش کشتزار پنبه بود
هر چقد گفتم نرو، نشنید، رفت!

تو سرم صد تا گسل فعال شد
بند بند این بدن لرزید رفت

مثل یه محکوم در حال فرار
از طناب پاره‎ی چوبه‎ی دار
اون بدون ذره‎ای تردید رفت

ترکشاش مونده هنوز دور و برم
خاطراتش رژه می‎رن تو سرم
لعنتی‌ها، پا بچسبونید،

گفت مثل خزه‎ی جوبم براش
بعد واسه صید مروارید رفت

با یه دریا غسل دادم چشممو
اون سراغ غسل بی‎تعمید رفت

خنده از لب‎های من تبعید شد
گفت دنبالم نیا، خندید، رفت

مثل یه محکوم در حال فرار
از طناب پاره‎ی چوبه‎ی دار
اون بدون ذره‎ای تردید رفت

ترکشاش مونده هنوز دور و برم
خاطراتش رژه می‎رن تو سرم
لعنتی ها، پا نچسبونید، رفت!

#لوشان_زربخش

#مرتضی_خانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده + پنج =