سونیا معتمدی

منتشر شده توسط | آبان ۷, ۱۳۹۷

مثِ موهاي سيات، تو دستِ باد
قسمتم بي تو، پريشوني شد
اون كه اول واسه دوستي، دس(ت) داد
ته قصه، دشمنِ خوني شد

راتو سد نمي كنم، رد شو برو
از خودت، براي من خبر نيار
من دلم واسه خودم مي سوزه
گريه مو به پاي دلتنگي نذار

نگرانِ حال و روزِ من نباش
تنهايي، مسيرو بر مي گردم
فقط هي ميگم جلو چشمِ همه
چرا بي خودي، بزرگت كردم؟!

پشتِ ما حرفا تمومي نداره
كاشكي فك(ر) كنن تو خوبي، من بَدم
توي جمعي، اگه اسم تو بياد
قول دادم كه واكنش نشون نَدم

دوباره سراغ بي كسي م ميرم
كه مثِ سايه مي مونه پا به پام
تقصير تو نيس! من عادتم شده
كه از اين زندگي جز غصه نخوام

سونيا_معتمدي

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 3 =