ونوس رستمی

منتشر شده توسط | تیر ۳۰, ۱۳۹۷

هم سفره‌ي من
تانكي با مسير اشتباهي
سر در آورده از اتاق
جواني خانه
مبل هاي قرمز دست نخورده
و جواني من
لاي لباسهاي قديمي

شايد تانك به بوي گل حساسيت دارد
كه نفس فرش‌ها را گرفته
دست بر نمي‌دارد
از موزاييك‌هاي خوابيده
به هم بريز خاطره‌ها را در كشو
به هم بريز فراموشي مرا
قرص ها غمم را هضم نمي‌كنند
بخواب
حتي اگر هيچ تختي ما را كنار هم جا نداد
ملافه ها آسمان‌مان را يكرنگ مي‌كنند
گيرم صبح سربازي از آغوشت بيرون بزند
و بفهمد دنيا را از دست داده‌ام

اين‌روزها مردم سرگيجه‌هاي تانكي را ديده‌اند
كه رفتنم را باور نمي‌كند

#ونوس_رستمی
از مجموعه «مختصات یک چمدان تنها»


در لباس های کمد اثری از تو پیدا نمی‌کنم
نشانی تو را از دکمه‌های افتاده پرسیدم
سرگردان‌تر از آنند
که به رویم بیاورند رفته‌ای
نه از ساعت‌های عجول سر در می‌آورم
نه از لباسشویی
که سرگیجه‌ی لباس‌هایت را گرفته
ساعت را کوک می‌کنم
به وقت آمدن پستچی
شاید جایی مانده‌ای
که هر بار تلوزیون را روشن می‌کنم
برفک‌ها دلتنگی‌شان را پخش می‌کنند

#ونوس_رستمی
از مجموعه ی “مختصات یک چمدان تنها”
انتشارات فصل پنجم


کلید را بچرخان
آنقدر که برگردیم
و بر پنجره ای بخار گرفته
شکل آرزوهایمان بشویم
قبل از اینک تنهایی مرا از پشت بام هل بدهد
خسته ام
مثل ویلچری که مرا یدک می کشد
اما تو نگران نباش
تنها کمی چشمم خیس شده

#ونوس_رستمی
مجموعه شعر “مختصات یک چمدان تنها”
نشر فصل پنجم


گریه کن هم اتاقی
تخت ها چیزی از تنهایی اتاق را کم نکرده اند
و روح پشت پرده ها تو را در آغوش نمی گیرد
کسی ستاره ها را به هم ریخته
تا به هم نرسیم
از خانه بیرون بزن
پنجره گریه های ما را به جایی نمی برد
نیمی از من در قسمت قبل ناپدید شد
در سرم چرخ و فلک های زیادی هستند
وقتی پسرم از عکس های نصفه می پرسد
عکس تو را سوار چرخ فلک می کنم
تو اول این شعر مانده ای
و من به دهان باز در می خندم
وقتی روح ها دوستان خانوادگی ما می شوند
کیلومترها دور از هم خوابمان برده
و فرقی نمی کند چند ستاره در دستان پسرمان کم شده باشد

نیمه ی باقیمانده ی من در هیچ جای این شعر نیست

#ونوس_رستمی
“مختصات یک چمدان تنها”
نشر” فصل پنجم”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده + 7 =