صنم چکاوک

منتشر شده توسط | تیر ۲۵, ۱۳۹۷

ریشه های چنار خشکیده اند
همه در خوابند
خرخاکی ها
خاک این گورستان را به توبره میکشند

قرار نیست
فرزندی به دنیا بیاید
خاک بر سر این گورها
که دست برنمی دارند
از نطفه های خدا

یادم هست
درست زیر همین چنار
مادری
درد را
آبستن بود
هیچ‌کس
خواب را به رویا نمیکشید
جز جنینی
که پهلو به پهلوی خاک
سقط می شد

امروز
گورها دهان باز کرده اند
تا ببلعند ما را
دست بر نمی دارد مرگ
کودکان فردا
مرده به دنیا می آیند
و هنوز
کابوس هایمان تعبیر نشدند..

#صنم_چکاوک


تشنه ى نيلم
مثل زليخاىي
كه عزيز مصرش را
طلب میکند

به بردگیم ببر
در اورشلیم خوابت
به دلت بفروش
نگذار پاى ديوار ندبه
كمر خم كنم

با من
كودكى خفته در ساحل تاريك
با من
افغان خشخاش ها
با من
ام القراى تباهى است
پاهايم
خسته از جاده ى ابريشم
من را بگیر
از زمين سوخته
از شهر هاى بنا شده بر ويرانى
به رويا هايت بسپار
اين تنها
اين آواره
اين موجود دو پا
تشنه لبخند توست

#صنم_چکاوک


سیاه چادرها
می آمیزند
با سرخی شفق
برافراشته می شود
خیمه های ایل

دل را میکشد
به گرگ و میش خیال
اسبى در چشمم
شيهه مى كشد
سوارى در قلبم
مى تازد

اى ماديان عاشق
پشت کدام سپيده دمى
که نگاهم
چله نشین توست
چاووشى بخوان
به وقت كوچيدن
هر سپیده دم
ييلاق تنم
چشم انتظار توست

#صنم_چکاوک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 1 =