محمد جانبازان

منتشر شده توسط | خرداد ۲۱, ۱۳۹۷

تفنگ را از زمین بر می‌دارم
و به مردان مه آلود شلیک می‌کنم
زن از خواب بر می‌خیزد
و با صدای ظرف‌های مسی
همخوابه می‌شود
بعد مرد از پرچین بالا می‌رود
و همراه تفنگ‌های چوبی
در جنگل به راه می‌افتد
شب
گلوی مرد را می‌فشارد
و سربازان صیغه‌ای در نور ماه شنا می‌کنند

#محمد_جانبازان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج − دو =