محبوبه اکرمی

منتشر شده توسط | اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۷

باران می بارد…
علف ها مستِ مست شده اند
خورشید خوابیده است
زمین جرعه جرعه می نوشد
عشق را، خاطره را…
چترها صدای درد می دهند
تورا بو می کشم
نمناک و خاکی…
یاد باغچه میافتم
آنجا که می شودکاشت
تورا می کارم،تورا انتظار می کشم
گل میدهی…
پیچک می شوی
واین زیباترین حصار من است.

#محبوبه_اکرمی

2 thoughts on “محبوبه اکرمی

  1. رها

    درود بر بانو محبوبه. همیشه از اشعار ایشان شگفت زده میشم. چون با چیدمان کلمات دست به انتهای حسهای کودکی و نوجوانی و جوانی و حتی کهنسالیِ ندیده‌مان میزند.
    با سپاس از مجله برای این نشر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *