الهه کاشانی

منتشر شده توسط | فروردین ۲۹, ۱۳۹۷

روزی که جهان چیز تازه ای برایت نداشته باشد
دلت برای مادرت تنگ می شود
کفش هایت را در می آوری
ساعتت را کنار می گذاری
آرام دراز می کشی
و چشم به آسمان می دوزی
با ابرها
تصویر اتاق کودکیت را می سازی
عروسک هایت را در آغوش می کشی
انگار همه چیز دست نخورده مانده
لباس کودکیت را می پوشی
سفید
مثل همان روزی که برای اولین بار پوشیدی و گریستی
لبخند می زنی و به خواب می روی
تمام مسیری را که آمده بودی باز می گردی
در گهواره کودکیت آرام روی دست می روی
آوازِ لالایی ،پلک هایت را سنگین و سنگین تر می کند
تو را به آغوش مادرت باز می گردانند

#الهه_کاشانی


حماقت یعنی
خواب هایم پا دربیاورند
و دنبالِ تو بگردند
و من
ساعت های زیادی
در انتظار آمدنش
گوسفندها را بشمارم
حدس می زنم
تو آنقدر خوابی که
حتی خوابِ مرا هم نمی بینی…
صبح
سوار بر خمیازه های مزخرف می رسد
و من
رسیده ام به شمارش
گوسفندی
که به تو فکر می کند…

#الهه_کاشانی


همه چیز می تواند
بی مقدمه شروع شود
مثل آن عشق
و بی نتیجه تمام شود
مثل این دوستت دارم
بین این و آن
فاصله
فقط
به اندازه پُر شدن خشاب کلمات بود
گاهی آخر خط
آنقدر غافلگیرت می کند
که چاره‌ای جز افتادن نداری…

#الهه_کاشانی


همه چیز
می‌تواند
بی‌مقدمه شروع شود
مثل این عشق
یا بی‌نتیجه تمام شود
مثل آن دوست داشتن
آه از این شنبه ها
شنبه های لعنتی
که می‌آیند و
بعد شان یک شنبه‌ی دیگریست
دنبال ربط سطرها نگرد
این سطرها به هیچ روزی ربط ندارند
حتی کلمات این سطرها هم به هم ربط ندارند
باید از همین ابتدا ، انتها را می گفتم
کلماتی که می بینی
رد پای مردانه ایست که در برف می رود
مردی که برای رفتن آمده بود
عاشق که می شوی
فکر می کنی
عشق با لباس سفید می‌آید
لبهایت را حریصانه می بوسد
و طلسم تنهایی‌ات برای تمام روزهای هفته در آغوشش
شکسته می شود
احمقانه‌ترین قدمهای مردانه اینجا بود
عاقلانه فکر کن
دیوانه که می شوی
از تمام پیراهن های سفید شهر فرار خواهی کرد
و به پیراهن سفید خودت پناه می بری
آرامشت اندازه یک قوطی می‌شود
آن قوطی را کجا گذاشته ام؟
در باز می شود
پرده‌ها فرار می کنند
روشنایی، زنی دیوانه را در آینه نشان می دهد
زن های دیوانه شبیه مردهای عاقلند
مردی با لباس سفید
تمام کلماتم را به هم میریزد
لباس عروسم را
دوباره از تنم بیرون می اورد
دستهایم را محکم به تخت می بندد
و آرام کنار گوشم سراغ تو را می گیرد
و من بی مقدمه سراغ قرص هایم را □
برگرد
این ردپاهای احمقانه مرا به جایی نمی رسانند

#الهه_کاشانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *