مریم یاوری

منتشر شده توسط | اسفند ۲, ۱۳۹۶

من
عروس رویاهای تو
عروس رویاهای تمام شده ی تو
آبستنم…
این جنین،
سالهاست
که جاخوش کرده است ،درونم
نفس میکشم
وباهرنفس
حباب های رنگی باتوبودن را
میترکانم

نفس میکشم باخون منجمدشده در شریانم
باکابوس
همخوابه میشوم..
باترس
بیدار
من
عروس روهای تو
آبستنم…
آبستن درد…

قبل رفتنت میگفتی،
اینبار
کجاپیدایت کنم
کدام خانه…
کدام بستر…

#مریم_یاوری


میبینمت
هر روز…
روبه روی دریچه ی احساس
دوست دارم
همیشه درمدار چشم های توبایستم
ومرورکنی
هر روز مرا
از نو
وبافته شوم با انوار طلایی موهایت
وقتی لب حوض می نشینی و
موهایت را…
آه…
چقدر آرزوهای دور…
چقدر خواسته های دست نیافتنی…

#مریم_یاوری


اندامم میلرزد
ازهجوم سرکش ووحشیانه ی این
باد هول انگیز

ترس
کابوس های بی امان
افکاربی وقفه ی متشنج
و دور تسلسل خیال

واین سر
که می چرخاندم
میچرخد
می چرخاندم….
آی شب شکن
نشسته ام
پشت این پنجره ی مفلوج
شبانه
به دیدار من بیا…

#مریم_یاوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 4 =