نقدی بر شعر «ماه تاب» حمیدرضا یوسفی؛ سعید تقی نیا

منتشر شده توسط | دی ۷, ۱۳۹۶

“نقدی بر شعر ماه تاب”

ماه تابم ! که ندارد دل تو راه به من
گذرت میگذرد یک شب بی ماه به من…

با توام دورترین شاخه ی انجیر به سر
دست نایافتنی تر ز تو داریم مگر؟؟

چه زمانی چه کسانی به تو لبخند زدند…؟
شاخه ات را چه زمان و به که پیوند زدند..؟

کوه بودی هدف از فتح تورا گم کردم
قله را فتح نکرده به کجا بر گردم..؟

درد دارد بشوی قصه ی هر مصرع من
ترس دارد به خدا وارد این شعر شدن

شعر میخواهی ازین غصه سرا ؟ بسم الله
هرکه دارد هوس بغض مرا بسم الله !

هرچه دارم بچزانید و به هرکس بدهید ،
سیب دندان زده ام را به خودم پس بدهید !

هیچ میدانی عزیز از دو جهان دل زده ام؟
شده ام مثل نهنگی که به ساحل زده ام؟

از شما نیست ولی از همه کس پنهان است
درد در خانه ی ما شب نشده مهمان است

بعد تو تکه ی قلبم به کسی جفت نشد
عشق آن چیز قشنگی که پدر گفت نشد

بعد تو داغ ترین سوژه ی مردم بودم
قل هو الله احد….رکعت چندم بودم..؟

حال من مانده ام و عشق عمیقم به شما
دل و دلداراری و نفرین رفیقم به شما

ماه تابم ! که ندارد دل تو راه به من
گذرت میگذرد یک شب بی ماه به من…؟؟
#حمید_رضا_یوسفی

درود . . .
از آن جایی که موسیقی های سه گانه ( متن، کناری، و درون متنی ) از اساسی ترین عوامل تاثیر عاطفی کلام بر مخاطب است، بطریق اولی، قالب ( غزل، مثنوی، چارپاره و … ) اهمیت این مطلب را دو چندان می نماید. و لذا استراتژی های بعدی شاعر در محتوا، متاثر از این دو عامل است. لذا بر اساس گزینش قالب مثنوی و بسامد آوایی فعلاتن در هر بیت خود بخود فضای موسیقایی اثر محتاج ارائه مضامین و موضوعاتی در بافت اثر می شود که رعایت ارتباط عمودی اجزا در پیکر بندی کلی، نشانه ای است از میزان انسجام اثر و با توجه به تعداد ۱۳ بیت، فضای نسبتا مناسبی برای مانور شاعر محسوب می شود اما شکلی از گسیختگی محور روایی را از بیت ۴ به بعد شاهدیم. یله گذاشتن مخاطب با قرار دادن درد و ترس در محور افقی بی آن که توجیه آن را تا پایان ابیات داشته باشیم! یعنی شکلی از مسحور شدگی شاعر در مقابل وجه مکانیکی واژگان و تکنیک های لفظی و پیش فرض هایی که در استتیک سنتی ( کلاسیسیسم ) شعر فارسی می شناسیم! … نگاه ساختارمند و قرار دادی. اما با تلاشی که متن را فاقد هرگونه تاویل و ارجاعات برون متنی می نماید… یعنی رویکرد نظمیک… و پاسخ تمام ارجاعات در خود متن داده می شود. اما برخی از مانورها، به نشانه اقتدار شاعر بر فضای عمومی اثر، مثل ابیات از ۷ تا ۱۱ هر بیت به مثابه یک سکانس از نمای کلی، سعی در حفظ هویت کلی اثر دارد ابیاتی که به فراخور مطلع و بیت دوم، به ابیات ۱۲ و بیت مقطع، متصل نشده اند!
التفات بفرمایید که ( چگونه گفتن ) سایه بر ( چرا گفتن ) انداخته است… مطلب دیگر در مورد عدم تجانس بافت زبانی و رویکردی که در فضای کلی اثر شاهدیم. کاربرد شکل غیر مصطلح ( ماه تاب، بجای مهتاب و ز، بجای از ) یعنی عدم سنخیت زبان ، لا اقل در همان ابیات، با بافت کلی اثر… اما ورود صمیمانه به اثر تا بیت سوم بخوبی اجرا شده و گرچه در مجموع و به رغم فراخ دستی شاعر در انتخاب قالب، شاهد بکارگیری قوافی کم کاربرد تر یا سایه ای از نگرش نو به ساختار صرفی نحوی گزاره ها نیستیم اما در بیت ۱۱ خصوصا شاهد تک بیتی هستیم که به لحاظ برانگیختگی عاطفی، خیلی خوب ظاهر شده است، اما برای ورود به چنین فضایی، نیازمند بیتی بعنوان پیش زمینه یا بستر مناسب است. یکی از زیباترین ابیات این مثنوی، بیت هشتم است که واجد ویژگی های متناسب در حفظ محور افقی است و از انسجام کافی برخردار است و بنظر می رسد اگر دو سه بیت دیگر در میانه فضاها جای می گرفت، تاثیر عاطفی اثر را بیشتر می کرد… که البته با توجه به مقتضیات قالب، به انسجام محور عمودی اثر نیز می افزود. در پایان برای عزیز ارجمندم شاعر اثر شماره ۷ آرزوی موفقیت های بیشتری دارم. یاحق

#سعید_تقی_نیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 5 =