آفاق شوهانی

منتشر شده توسط | دی ۷, ۱۳۹۶

از میمِ کلمه برخاسته‌ام
می‌توانی مرا حمایل بخوانی یا سورنا
بعد هم بعید نیست که اسم من
عوضِ اسم من باشد
یکی از مِن‌ْبعدهای من پرنده‌ی عجیبی‌ست
که پنجره‌یی برای یک روزت بوده:
طرفِ خانه‌ی سوان(۱)
یا حوالی مانشتِ(۲) خودمان
شاید جور دیگری باید از کلمه
از میمِ کلمه برمی‌خاستم
تا باورت شود
یک قبر کوچک یک قبر کوچک است
که درگاه من یا پروست نمی‌شناسد
و باز می‌شود ناگهان طرف گرمانت(۱)
یا سمت قلاقیرانِ(۲) خودمان
آن‌جا که ناگهان صدها کلاغ
«ناگهان» را پس می‌زنند
تا از پسِ پنجره چهره‌یی باشی
که سورنا یا حمایل بخوانی‌ام
و از کرد بودن‌ام بپرسی:
سورنا دیگر چیست؟
یکی دیگر آن‌که بپرسی:
کلمات تاب مرا می‌آورند؟
من همیشه چند کلاغ را پر می‌دهم
با چند کلاغِ کلافه
که می‌گویند می‌تواند یکی از نام‌های من باشد
مِن‌ْبعد طرف خانه‌ی کلمات نگرد!
– خانه‌ی من باشد یا سوان –

 

۱٫ اشاره به رمان «در جست‌وجوی زمان از دست رفته» اثر مارسل پروست
۲٫ کوه‌هایی در استان ایلام

 

#آفاق_شوهانی

 

شعری از مجموعه‌ی شعر «از ابتدا حرفم باش»
نشر هشت


کنار ساحل
پنگوئنی آرام در من غوطه می‌خورد
تعریق فکرهایش آرام‌ام می‌کند
و حس می‌کنم نیاکانم از من سربرآورده‌اند
من صدای بازگشت نسلی از تنازعم
و گلوی مرا هر روز چند نی‌زن می‌نوازد
کنار ساحل دلفین‌ها و پنگوئن‌ها را می‌نویسم
و زیر زبان‌ام طعمِ ماهی نمک‌سودی‌ست
که می‌خواهد دوباره به بندر به آب برگردد
اوراد یکدست پنگوئن‌ها از دهان و از نای من
خلیج را مزه مزه می‌کند
طول پنگوئن‌ها از زیبایی‌ام سرمی‌زند
زشتی مارماهی‌ها را درمی‌آورم از تن
و درخودم بندر را جابه‌جا می‌کنمن
تا لهجه‌ی نیاکانم را بنویسم
و با لهجه‌ی پنگوئن‌ها و دلفین‌ها
برگردم به اعماق اقیانوس‌ها

 

#آفاق_شوهانی


طعم توت فرنگی داشت
خانه‌ات که بیرون رفته بود تا آمدن من
میز را بچیند و دو فنجان
از کوهستان‌های کردستان پیچیدم
ناخن‌هایم قرمز قرمز
دو لکه را دیده بودند
یکی میانه‌ی راه
دیگری بر سقف
گفتم: مورچگی‌مان هدر نرود بهتر
گفت: سقف را مرور می‌کنم ساعت‌ها
لیس زده بودند رگ‌هایم را
از جسدم پرت می‌خواستند مورچه‌های خونخوار
من اما تنها طعم توت فرنگی بودم بر میز که می‌لرزید و می‌گفت: سقف نرود بهتر
خانه‌ام را زده‌اند و گشته‌اند خواب‌هایم را پیچ در پیچ
جاده‌ها می‌مانند که چگونه برگردند کردستان
گفتم: خیالی نیست من رگ مورچه‌ها را می‌جوم تا یکی از روزهای تو بر سقف

 

#آفاق_شوهانی

شعری از مجموعه‌ی شعر «اصلن چرا ابدن»
نشر بوتیمار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو + 13 =