داستان کوتاه «عی اک»؛ نادیا مقدم فرهی

منتشر شده توسط | تیر ۲۷, ۱۳۹۶

«عی اک»

 

زنش که آلبوم را برداشت، با سنجاق قفلی افتاد به جان تنها شلوار سالمش. کله اش آن قدر پایین بود که گه گداری چرتش می گرفت. شاید هم به خاطر کهولت سن بود. چراغ نقلی و درب داغانی روی شکستگی وسط طاقچه سوسو می زد و هر آن احتمال خاموش شدنش، تاریکی را جسور تر می کرد. پیرمرد سعی می کرد با کمک نوک سنجاق، سرِ کش را پیدا کند اما هر بار کش، از دستش در می رفت. همسرش که دو وجب آن طرف تر نشسته بود، زیر لب اصوات گنگی را زمزمه می کرد. با یک دست زانوی پای دراز شده اش را می مالید و با دست دیگر می زد روی یکی از عکس ها. شوهرش گفت:

_ چیه زن؟

_  عِی اک!

_ باشه امون بده.

و دوباره مشغول پیدا کردن سرِ کش شد. نور چراغ آن قدری نبود که پیرمرد اشک گوشه ی چشم زنش را ببیند اما این مسئله در واقعیت تغییری ایجاد نمی کرد. پیرزن پایش را می مالید و قطرات اشک در خطوط عمیق چهره اش ناپدید می شد. مرد سرفه اش گرفت. سرفه هایی پر حجم و و خلتی. نمی توانست هم سرفه کند و هم کش را بیرون بکشد؛ دستانش می لرزیدند. سنجاق کج و کوله چند بار در انگشتش فرو رفت تا آن که شلوار را رها کرد و به پشتی تکیه داد. پیرزن هنوز داشت روی عکس می زد و چشم هایش را تنگ می کرد. مرد به نظرش رسید که نور چراغ کم شده است. انگشت زخمی اش را با دستمال پارچه ای قهوه ای رنگی بست و دوباره خم شد روی شلوار. بوی دوده که بلند شد، مرد با تمام عجز پیری از خدا خواست بتواند کش را بیرون بیاورد. بالاخره یکی از سرفه ها سنجاق را به کش وصل کرد.

_ الان میارمش

_ …

_ نه الان درستش می کنم. قرص باشه دلت. یا الله…

مرد خانه بلند شد و به سمت تنها طاقچه ی اتاق رفت. کنار چراغ دو شیشه ی ته استکانی بی دسته با فریمی کهنه منتظر پیرمرد بود. آن را برداشت و با همان دستمال قهوه ای شروع کرد به پاک کردن شیشه هایش. بعد کش شلوارش را به دو سر فریم گره ی محکمی با زور پیرمردی اش زد و لب های نازکش دندان های خرابش را نشان داد. سمت زنش که آمد گفت:

_ بفرما، اینم عینک که قولشو داده بودم بهت. الان می زنی، می بینیش.

دو زانو نشست کنار پیرزن و عینک را گذاشت روی بینی اش و کش را پشت سرش محکم کرد. پیرزن با چشم های دو برابر شده در پشت عینک به هم خانه اش نگاه کرد و چراغ خاموش شد.

#نادیا_مقدم_فرهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × یک =