فاطمه کاوسی

منتشر شده توسط | تیر ۲۵, ۱۳۹۶

آواز زنان کولی ام
هنگام کوچ
که به هیچ چیزی
دل نمی بندند
چشم های آدم برفی ام
وقتی به خورشید نگاه می کند
دریاچه ایی یخ زده
در زمستان های سرد روسیه
که آخرین درنا
سال ها پیش از حوالی اش
کوچیده
و هیچ ماهی قرمزی
در دلش
نمی رقصد
دلگیر
مثل تظاهرات حزب کارگر
در غروب های سرد زمستان
با بوی نفت و آتش و باران
تهی
از زندگی
مثل غسالی که پسرش را
من
آرزوهایم را…

#فاطمه_کاوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − هفده =