سهم زن در دگرگونی شعر معاصر و پدیدار سازی جریان‌های شعری؛ سارا اسماعیلی

منتشر شده توسط | تیر ۱۳, ۱۳۹۶

سهم زن در دگرگونی شعر معاصر و پدیدار سازی جریان‌های شعری

 

زیرساختهای سیاسی اجتماعی و فرهنگی از گذشته تا کنون دستخوش نقش زنان در پشت پرده و پس زمینه بوده است. چه بسا که زنان در دگرگونی و برپایی و فروپاشی هر کدام سهم بسزائی داشته اند. اینکه یک مقاله را با عنوان سهم زن در شعر معاصر و دگرگونی شعر معاصر قلم بزنیم و زن را با واژه ها و تعاریف نادرست در درجه دوم قرار دهیم خیانت بزرگی ست در حق خودمان، فرای جنسیت و در حق ادبیات. باید  به حق گفت و نام برد از بانوان شاعر و سهمی بزرگی که در ظرف شعر و فرهنگ ریخته اند و البته پس از آن حتما نیاز می شود مقاله ای برای شاعران مرد و احقاق حق پایمال شده شان توسط همنوعان و همجنس هایشان نگاشت.

در شعر کلاسیک فارسی و پیش از مشروطه زن چندان چهره‌ی روشنی در شعر ندارد و این ناروشنایی، تصویر منعکس‌شده‌ی فرهنگ مردسالار جامعه بوده است. فرهنگی که در آن زن اگر چند بیتی شعر بداهه زمزمه کرده باشد پای تشت و دیگ و در پستو بوده است. زنی که حتی جایگاهی در شعر کلاسیک نداشته چگونه می‌توانسته به درجه شاعر شدن برسد؟ و اگر می‌رسیده توسط برادر و قوم و خویش خود کشته می‌شده است. چند نفر شاعر زن پیش از مشروطه داشته ایم و چند نفر نام این شاعران به گوششان خورده است؟ خوب است برای روشن شدن جهان تار شعر کلاسیک و دنیای تار زنان شاعر پیش از مشروطه نام چند شاعر زن در بدنه شعر کهن ذکر شود:

رابعه قُزداري يا همان رابعه بنت كعب (شاعر سده چهارم هجري که عاشق غلام برادرش شد و به دست برادرش کشته شد)

مهستي گنجوي (شاعر اواخر سده پنجم و اوايل سده ششم هجري)

جهان ملك خاتون (شاعر سده هشتم هجري)

مهري هروي (شاعر سده نهم هجري)

از شاعران زن پیش از پروین اعتصامی در دوره قاجار که نامشان به گوش کمتر کسی رسیده است نیز می‌توان از رَشحِه بيگُم، عالم التاج قائم مقامی و زندخت شیرازی نام برد.

رگه های فمنیستی توسط زنان معترض به وضع موجود پس از مشروطه جرقه زد و به حضور زنان در عرصه های مختلف کمک شایانی کرد. این لرزه‌های کم رمق و کوچک برای زنان از دل جامعه ضد زنی بیرون آمد که همیشه زنان بزرگ و زیرکی را پشت پرده نگه داشته بود. زنانی که پتانسیل زیادی داشتند برای اینکه معلم و دکتر و وکیل و وزیر بشوند اما باز فرهنگ جامعه اجازه بروز و ظهور چندانی نمی‌داد و عقیده عام نسبت به زن همان بود که از گذشته با خود یدک کشیده بود. اما به هر صورت زنان توانستند از کنج اندرونی خارج شوند و در سال هزار و سیصد دیگر نشریاتی برای زنان وجود داشت.

در همان دوران شاعری چون پروین اعتصامی که هرچند با زبان نه چندان نرم و فارق از جنسیت شعر می‌گفت، نقش خود را در فرهنگ ایفا کرد و با جایگاهی که به دست آورد به تغییر این نگرش بین مردم و جامعه کمک کرد. البته در آن دوره نیز بزرگان ادبیات باورشان نمی شد این سروده ها مال یک زن باشد و شاعر زن چنین اشعاری بسراید. به‌همین دلیل بارها پروین اعتصامی را کوبیدند و به او تهمت زدند.

شنیدستم که وقت برگریزان

شد از باد خزان، برگی گریزان

میان شاخه‌ها خود را نهان داشت

رخ از تقدیر، پنهان چون توان داشت ( پروین اعتصامی)

شعرهای او بیشتر پندگونه بودند و لطافت روح و ظرافت طبعش در پشت شعرهایش پنهان بود. پس از مرگ پروین اعتصامی هم حرفهای بسیاری برعلیه او زده می‌شد و این نشان از جامعه ادبی ضد زن ما از کهن تا دوره پس از مشروطه دارد که تا سالها بعد ادامه داشت. هرچند بزرگانی مثل ملک الشعرای بهار و دهخدا بودند که به دفاع پرداختند.  به هر روی فعالیت زنان برای احقاق حق شان در غرب پیشینه‌ای چهارصد ساله دارد و اینکه توقع رود اندکی پس از مشروطه شاهد پذیرفته شدن شاعران زن توسط جامعه ادبی و عام باشیم توقع زیادی بوده که در زیرساخت جامعه آن زمان نمی‌گنجیده است.

بعد از پروین اعتصامی، فروغ آمد و تمام زنانگی اش را در ظرف شعر ریخت. شعری که مختص فروغ بود با امضای خودش. شعری که نمی‌توانستند آن را از نام فروغ جدا کنند و به دیگری نسبت دهند. فروغ تابو شکن بود و با مضامین و مفاهیمی که در شعرش به آنها می‌پرداخت تابوهای بسیاری را شکست. چنان جسارت و شهامتی داشت که کسی نتوانست در صدد رد کردن و کوبیدن او برآید. هرچند پیش از او شاعرانی مثل پروین اعتصامی و ملک‌الشعراها زمینه را برای حضور زنان هموارتر کرده بودند و شرایط فرهنگی جامعه بسیار تغییر کرده بود. حالا سوال اینجاست: کدامیک بیشتر به تغییر نگرش ضد زن حاکم در جامعه، کمک کرده اند؟ شاعری که فرای جنسیت در فرهنگ گام گذاشت یا شاعری که جنسیت زن را و احساساتش در شعر بی پروا بیان کرد و در مصاحبه‌ای احساس خرسندی خود را از زن بودن اذعان داشت و آن را اِلمان مثبت و قدرتمند و موثری دانست برای وارد کردن به شعرهایش؟

عقیده کنونی عام بر این است که شعر زنان معاصر با طبع لطیف و زنانه خود پیرو سبک و سیاق شاعر و حفظ رگه های زنانگی در شعرشان، بخش عظیمی از تاریخ شعر معاصر را به خود اختصاص می‌دهد. سوال اینجاست که اگر اینچنین است و اینگونه تعریف کنیم، آیا با کنار گذاشتن پروین اعتصامی و پروین اعتصامی‌ها به این تعریف رسیده‌ایم؟ آیا می‌شود شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و اعتقادی هر دهه را ندیده گرفت؟ چگونه می‌توان جو سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و شرایط مختص جامعه در هر دهه را در نظر نگرفت و به چنین تعریف جامعی رسید.

وقتی شرایط ضد زنی که فروغ در زندگی زنان اطرافش و خواهرانش دیده شعرهای زیادی شد در دفترچه های شعرش و در نهایت رگه هایی از آن وارد سپید سروده هایش در دفتر « ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» شد. همچنین خفقانی که در جامعه و سیاست و شرایط زندگی بر پروین اعتصامی تاثیر گذاشته و وارد شعرش شده است و سبک سرایشش را تا حد بسیار زیادی تعریف و تعیین کرده است. شرایطی که در هر دهه بر شاعران دوره خود تاثیر می گذارد و جریانات شعری را پدیدار می شود.

بهرحال مدرنیسم، با همه نقاط قوت و ضعف شعر و اندیشه فروغ، با شعر فروغ و تابوشکنی‌هایش وارد بدنه شعر ایران شد. گاه فرای فمنیسم و گاه هم‌پای فمنیسم حرکت کرد و راهگشای بسیاری از شاعران آن دهه و دهه های بعدی شد. شاعران زن و مرد که حتی دو سه دهه بعد با خواندن آخرین دفتر شعر منتشر شده از فروغ جهان شعری شان دچار تحول و دگرگونی می‌شد. این به هر روی شهامت و جسارت فروغ را نشان می‌دهد. جسارتی که ستودنی‌ست و از بسیاری شاعران پیش و بعد از او بیشتر بوده است. به‌همین دلیل شاعران زن دیگری که هم دوره فروغ بودند مانند پیرایه یغمایی، مهشید نقاشپور، روح انگیز کراچی و بسیاری دیگر شناخته نشدند اما بسیار برای شعر زنان و جایگاه زنان شاعر در بدنه ادبیات و فرهنگ کوشیده‌اند.

و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمی ست

که همچنان که ترا می‌بوسند

در ذهن خود طناب دار تو را می بافند

سلام ای شب معصوم

میان پنجره و دیدن

همیشه فاصله ایست … ( فروغ فرخزاد )

در تاثیر شعر زنان بر زبان شعر نیز باید گفت، زبان شعر و شروع ساده نویسی که از دوران ورود ادبیات ترجمه وارد ایران شد، از دوره فروغ وارد شعر شد. در اشعار فروغ شاهد ساده نویسی و نرمی زبان در شعرش بوده ایم. او با تاثیری که از شعر شاعران زنان جهان گرفته بود، مانند شعر سیلویا پلات و آنا آخماتوآ به ساده‌نویسی روی آورد. زبان ساده و به روز برای چهارپاره‌هایش برگزید که نشات از همان تاثیرات می‌گرفت.

پس از او سیمین بهبهانی با زبان روز به مسائل روز در قالب غزل پرداخت. از تصویر و فضا در غزلهایش بهره برد. آنچنان‌که شعرهای مشهور و پرآوازه ای از او بین مردم به یادگار مانده و در اذهان مردم و مخاطبینش به جا مانده است.

دلم گرفته ، ای دوست! هوای گریه با من

گر از قفس گریزم کجا روم ، کجا من؟

کجا روم که راهی به گلشنی ندارم

که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من

نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج رها رها رها من

ز من هر آن که او دور چو دل به سینه نزدیک

به من هر ان که نزدیک از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

زبودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد؟

که گوید به پاسخ که زنده ام چرا من

ستاره ها نهفتم در آسمان ابری

دلم گرفته ، ای دوست هوای گریه با من ( سیمین بهبهانی )

سیمین بهبهانی دلیل محکمی بود که بر شعر زنان و جایگاه آنها در شعر کلاسیک کوبیده شد. تا جایی که بسیاری از شاعران مرد هم دوره‌اش هرگز نام و جایگاه سیمین بهبهانی را در شعر پیدا نکردند و گوی زرین را خود به سیمین عطا کردند و یک پله پایین تر نشستند. هرچند علنی‌اش نکرده باشند.

طاهره صفارزاده از دیگر شاعرانی بود، تقریبا هم دوره سیمین بهبهانی، که به دو زبان فارسی و انگلیسی شعر می‌گفت. او در انگلستان و آمریکا تحصیل کرد. در دانشگاه آيوا، در گروه نويسندگان بين‌المللي پذيرفته شد. در آمریکا به زبان انگلیسی شعر می‌گفت. او همچنین پژوهشگر و مترجم بزرگی بوده است که با ترجمه متون مذهبی در سال ۲۰۰۵، از سوی انجمن نویسندگان آفریقایی و آسیایی در مصر، به‌عنوان برترین زن مسلمان برگزیده‌ شد.

شاعران دیگری از مشروطه تا پیش از دهه هفتاد بوده‌اند که کمتر از آنها یاد شده مانند: چون فروغ میلانی، پروانه ملک زاده، نسرین جافری، پوران فرخزاد، منصوره نیکو گفتار، سوسن فلاح، همایونتاج طباطبایی و …

پس از سیمین بهبهانی شاعرانی داریم چون مریم جعفری آذرمانی که به سرودن غزل نو پرداخته‌ است. مریم جعفری آذرمانی با نگاه انتزاعی و جزئی نگرانه اش به مسائل زمان و جامعه به سرودن غزل نو با رویکردهای مدرن و بازتاب نگاه مدرن در شعرش پرداخت. او با انتخاب وزن‌ها و بحرهای دشوار و در هم ریختن موسیقی طبیعی غزل همواره کوشیده‌است سابقه شنیداری مخاطب را به هم بریزد تا شعرش را به نثر نزدیک کند:

ظهرها گریه‌ام که می­‌گیرد تلفن می‌زنم به لبخندت

مشکل من فقط همین شده است که بگیرم شماره‌ی چندت

سرِ کارَت نیامدم امّا دل من پشت میز زندانی‌ست

تلفن را خودت جواب بده خسته‌ام از صدای هم‌بندت ( مریم جعفری آذرمانی)

بین شاعران تاثیرگذار و بنیان‌گذار شعر دهه هفتاد و شاعرانی که البته از دهه شصت قلم می‌زده‌اند و در دهه هفتاد به پختگی رسیده‌اند، و شعر دهه هفتاد را با اِلمان ها و سبک و سیاق خودش پایه گذاری کرده اند می توان از بین بیست شاعر به نام از فرشته ساری، شیوا ارسطویی، رزا جمالی و گراناز موسوی نام برد که گراناز موسوی شهرت بیشتری را توانست در بین مخاطبین شعر کسب کند. طبق لیست به جا مانده از اسامی بنیان‌گذاران شعر دهه هفتاد نسبت زنان به مردان یک به چهار است که در دهه هشتاد این نسبت افزایش می یابد و رو به افزایش می رود. هر چند بهتر از نگاه کیفی داشته باشیم تا کمی.

گراناز موسوی در دهه هفتاد جاودان‌ترین و ماناترین مجموعه شعر را خلق کرد و با همین مجموعه شعر « پابرهنه تا صبح » نامش ماندگار شد. این کتاب در سال هزار و سیصد و هفتاد و نه برنده جایزه کارنامه شد. شعرهای این مجموعه الگو و مرجع بسیاری از شاعران پس از او شد و هنوز دست به دست و دهان به دهان می چرخد.

حتا تمام ابرهاي جهان را به تن كنم

باز ردايي به دوشم مي افكنند

تا برهنه نباشم

اين جا نيمه‌ي تاريك ماه است

دستي كه سيلي مي زند

نمي داند

گاهي ماهي تنگ

عاشق نهنگ مي شود

بي هوده سرم داد مي كشند

نمي دانند

ديگر ماهي شده ام

و رودخانه ات از من گذشته است

نمي خواهم بيابان هاي جهان را به تن كنم

و در سياره اي كه هنوز رصد نكرده اند

نفس بكشم

حتا اگر باد را به انگشت نگاري ببرند

رد بوسه ات را پيدا نمي كنند… ( گراناز موسوی)

مولفه های شعری گراناز موسوی و بسیاری از شاعران دهه هفتاد دستخوش تغییر شدند. دهه هشتاد دهه ای بود که این مولفه ها را کنار گذاشت و ما را با رویکردهایی بسیار متفاوت‌تر مواجه کرد. دهه هشتاد شروع جریان ساده‌نویسی و شوریدن بر ضد شعر دهه هفتاد بود. جریان ساده‌نویسی که در شعر پس از مشروطه و از زمان ترجمه و ورود ادبیات برون‌مرزی وارد شعر شده بود از چند دهه گذر کرد و آزمون و خطا شد تا وارد بی قانونی و هرج و مرج جریان ساده‌نویسی شعر دهه هشتاد شود. تابوهایی که فروغ چند دهه پیش‌تر شکسته بود، نقش بسزایی داشت برای رسیدن به شعر دهه هشتاد که خود به نوعی ضد شعر محسوب می شد.

اما این بین شاعرانی بودند که شعر را با فاکت ها و اِلمان های شعری دهه هفتاد شروع کرده و آموخته بودند و با اینکه جز شاعران دهه هشتاد محسوب میشوند رده های شعر دهه هفتاد در شعرهایشان به چشم میخورد. شاعرانی مثل روجا چمنکار که اولین مجموعه شعرش  «رفته‌ بودی برایم کمی جنوب بیاوری» در سال ۱۳۸۰ به چاپ رسید. دومین مجموعه شعر او «سنگ‌های نُه ماهه» که در سال ۱۳۸۱ چاپ شد البته اثری ماناتر شد با شعرهایی درخشان تر. روجا چهار دفتر شعر دیگر در سه سال آخر دهه هشتاد چاپ کرد که یکی از آنها در پاریس به چاپ رسید. او که دانش آموخته دانشگاه تهران در رشته سینما است دیالوگ و نور و صدا را وارد فضای شعری اش کرد.

شب

بوق ممتد، باران

خنده الو صدا

نباخته ای که نبرده باشی

نه خیابانی که با من قدم زده باشی

نه کافه ای که روبرویم نشسته باشی

نه غروبی

نه بارانی

نبوده ای که نباشی

نرفته ای که نیامده باشی ( روجا چمنکار )

با این وجود تاثیر شایانی داشته است شعر روجا و همگام شده است تا حد بسیاری با جریان شعری دهه هشتاد. زندگی و نقد اشعار روجا چمنکار در کتابهایی چون «عاشقانه‌ترین‌ها» (علی باباچاهی)؛ «سیر تحول در شعر امروز» (کاظم کریمیان)؛ «شعر امروز، زن امروز» (علی باباچاهی)؛ «رها ز منت باران» (گزیده شعر و زندگی شاعران دشتستان به سعی محمد غلامی) مورد بررسی قرار گرفت.

از شاعران دیگری که با جریان ساده‌نویسی دهه هشتاد بیشتر همراه شدند و پیش آمدند آیدا عمیدی، سارا محمدی اردهالی، رویا زرین، ناهید عرجونی و فاطمه مزبانپور بودند.

اینکه جریان های شعری از مشروطه تا کنون در فراز و فرودهایش چند شاعر زن را همراه خود داشته و سوار بر موج خود به ساحل کوبیده و در اعماق خود غرق کرده است و یا رام شاعر زنی شده؟ و آیا تاثیر زنان بر این فراز و فرودها در طی دهه های گذشته چقدر عمیق و یا کم‌رمق بوده است مطلبی ست که باید در موردش کتابها نگاشته شود. البته بودند بسیار شاعران زن دیگری که در این دهه و دهه‌های پیشین پیش رفتند و دفتر شعرهای متعددی به چاپ رساندند و نامشان اینجا ذکر نشده است و جا دارد در مقالات تکمیلی حتما از آنها یاد شود.

 

#سارا_اسماعیلی

 

One thought on “سهم زن در دگرگونی شعر معاصر و پدیدار سازی جریان‌های شعری؛ سارا اسماعیلی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 5 =