گفت و گوی سه نقطه با منیره حسینی

منتشر شده توسط | تیر ۱۱, ۱۳۹۶

-رفاقت و دوستی شما با شعر از چه زمانی آغازشد؟

از سال ۷۹ درجلسات شعر و انجمن های ادبی حضور داشتم و البته دستی هم برقلم  اما بیشتر مخاطب شعر بودم و یابهتراست اینگونه بگویم که درمقابل پیشکسوت ها جسارت خواندن نوشته هایم را نداشتم ازسال ۸۲ به طور جدی پیگیر خواندن و نوشتن بودم و بعدازناموفق بودن در شعرکلاسیک به دلیل محدود شدن محتوا به واسطه ی وزن و قافیه به طور حرفه ای قالب سپید را پیگیری کردم و البته از همه مهم تر بزرگ ترین لذت من در شعر نوآوری های زبانی و کشف های شاعرانه است که در قالب کلاسیک به همان دلیل ذکر شده، از خودم راضی نبودم.

 

-انگیزه هایی كه حضور و ادامه راه را دراین رقابت دلچسب برای شما ایجاد كرده چیست؟

مهم ترین انگیزه رسالت شعر است و معتقدم بانوشتن می شود ادامه ی این زندگی را درجهانی سراسر جنگ و رنج و درد تحمل کرد. جزخودم باهیچ شاعری رقابت نمی کنم. منیره حسینی امروز درمقایسه با منیره حسینی دیروز. خودم را باخودم می سنجم و البته در حیطه ی شعر زنان تنها فروغ شگفت زده ام کرده است و بارها با زیست و دردها و تجربه هایش همذات پنداری کرده ام.

 

-قصد دارید در عرصه ی ادبیات درچه جایگاهی قرار بگیرید و آیا به هدف خود رسیده اید؟

جایگاه در ادبیات جزو معیارهای من نبوده است اما این شعر است که جایگاه هرفردی را به مرور زمان مشخص می کند.درمورد اهدافی که در ادبیات داشته ام احساس می کنم به آن ها رسیده ام و شعر من توانسته مخاطب خودرا در ادبیات پیدا کند و این را از همذات پنداری مخاطب و تاثیر شعرهایم در بعضی از شعرهای همنسلانم، دریافته ام .

 

-شما بیشتر درچه قالب هایی شعر می گویید؟

درقالب سپید به صورت جدی و حرفه ای و گاهی هم که حرف هایم برای این قالب مناسب نباشد ترانه را انتخاب می کنم.

 

-از بین شعرای قدیم بیشتر به کدام شاعران تعلق خاطر دارید؟

نصرت رحمانی و فروغ فرخزاد و شاملو

 

-به نظر شما مهم ترین ویژگی شاخص (مثبت یا منفی) جریان شعر امروز چیست؟

شعر امروز هم قطعا مثل شعر هر دوره دیگری ویژگی های مثبت و منفی دارد. مهمترین ویژگی مثبت شعر امروز نگاه عمیق تر و ژرفای بیشتر اندیشه و توجه به محتوا در شعر است و این وضعیت به وجود آمده باعث شده است نسبت به دهه ی قبل ما به بحران مخاطب دچار نشویم . دومین ویژگی مثبت دورشدن از کلیت گویی ها و نزدیکی به من شخصی ست وسومی می توانم به اهمیت  معنا در شعراشاره کنم . این موضوع البته به مرور اتفاق افتاده و ثمره فعالیت مثبت و منفی جریان های شعری گذشته است که پله پله به این تغییرات زیر پوستی انجامیده و نباید نادیده گرفته شود. البته شاخصه های منفی شعر امروز را نیز نمی شود نادیده گرفت که به اعتقاد من مهمترین آن برداشت غلط و کج فهمی عده ای است به واسطه ی جریان سهل و ممتنع که برای عده ی کثیری از دوستان منجر به سهل انگاری در متن و به سطح کشیده شدن شعر انجامیده است و موضوعی که باعث شده چنین معضلی گریبان شعر دهه ی هشتاد بگیرد ، دنیای مجازی ست که در دسترس همگان قرار گرفته و امکان نشر چنین متن هایی را به شدت افزایش داده است که در نهایت این کثرت انتشار اشعار ضعیف و بی سوادی  و فقدان خرد که از متن های شان مشهود است باعث  کمتر دیده شدن آثار با ارزش در همین فضا است.

 

-گاه ديده مي‌شود كه چند تن از شاعران ِ هم نسل شما به انتقاد از شاعران دهه‌هاي قبل مي‌پردازند و ارزش‌هاي شعرشان را زير سؤال مي‌برند. نظر شما در اين زمينه چيست؟

در این زمینه من نیز شاهد جدال ها و تنش های زیادی بوده ام. در متن سوال آمده است که شخصی شخص دیگری را رد کند و این بدترین نوع تنش در ادبیات است و معتقدم بیشتر این رفتار ها نوعی نمایش برای فریب مخاطب است . شاعرغیر حرفه ای به هرطریقی می خواهد خودش رامطرح کند .زمان اما ثابت کرده است که با کوبیدن بزرگان و نقدهای سطحی  و جهت دار راه به جایی نخواهند برد .در مقابل این نوع رفتار ، رفتار حرفه ای نیز قرار دارد که شخص یا افرادی به بیان تئوری در خصوص جریان های شعری پیشین و ضعف های آن ها پرداخته اند که علاوه براینکه این رفتار جدی است مسلمآ مثبت و تاثیر گذار هم خواهد بود و باید به این موضوع نیز توجه داشت که گذر از هر جریان شعری و ورود به جریانی نو تر دلایل مختلفی دارد که می توان به ضعف های مانیفستی ، بیان نظریه ها و تئوری های جدیدتر و محکم تر ، تغییر ذائقه ادبیات ، نو اندیشی و پویایی و … اشاره کرد. با تمامی این تفاسیر ستیز با جریان های گذشته یا افرادی که در حیطه این جریان ها فعالیت کرده اند یک ناهنجاری ادبی است کما اینکه در تمام جریان های شعر نو ما شاهد آثار و افراد ارزشمندی هستیم از نیمایی گرفته تا شعر حجم ، موج نو ، شعر ناب ، شعر دهه شصت و موج سوم ، شعر نگاره ای ، پست مدرن و … می توان آثار فاخری ارائه داد که غیر قابل انکار و ارزشمند باشند.

 

-وضعیت مخاطبین شعر در دوره های گذشته چگونه بوده و مطلوب ترین وضعیت را چه می‌دانید؟ آیا شعرامروز با بحران مخاطب مواجه است؟چه راهکاری برای این وضعیت پیشنهاد میدهید؟

یکی از مهمترین موضوعات مرتبط به شعر امروز مخاطب است. زمانی که صرف مطالعه کتاب میشود از جمله شاخص های توسعه انسانی، فرهنگی و اجتماعی هر جامعه محسوب می شود. نیازی به توضیح و تفسیر زیاد نیست که وضعیت خرید و مطالعه در ایران بسیار نا امید کننده است. وقتی به آمار و ارقامی مثل سرانه مطالعه در کشور که دو دقیقه در طول یک شبانه روز برای هر فرد اعلام شده و یا سرانه خرید کتاب که آن هم رقمی نا امید کننده است می رسیم قلم ها در دست های مان یخ می زند. حالا از این آمار ارائه داده شده چقدر صرف ادبیات و علی الخصوص شعر می شود؟ با تمام این تفاسیر ادبیات باز هم مخاطب خود را در کشور دارد هرچند محدود اما هستند کسانی که به مطالعه شعر می پردازند. به اعتقاد من کمبود مخاطب و در کل مشکلات مربوط به کتاب و کتاب خوانی موضوعی است که قطعا با همکاری دولت و دستگاه های دولتی مرتبط قابل حل است. رسانه ها خصوصا رسانه ملی با تبیین برنامه هایی در این زمینه باعث اتفاق های خوب شوند و جامعه را به سمت کتاب و کتاب خوانی سوق دهند.گسترش دادن و تقویت کتابخانه های عمومی ، در نظر گرفتن بن خرید کتاب از طرف ادارات دولتی و تقویت وضعیت پخش کتاب و … مسائلی هستند که می توانند به فرهنگ کتاب خوانی کشور که ادبیات و شعر را هم شامل می شود کمک کند. باهمه ی این حرف ها من فکر می کنم وضعیت امروز مخاطب شعر در مقایسه با دهه ی قبل پیشرفت داشته است و شاهد آشتی مخاطب با شعر بوده ایم  .

 

-بهترین پیشنهادهای شما به شاعران جوان؟

شاعرها شاید در بدو ورود شعرهای جوششی زیبایی بگویند اما برای ادامه ی این مسیر خرد و دانش لازم و ضروری ست. مطالعه ی متون مربوط به ادبیات داستانی و نمایشی ،تئوری ها و مقاله ها و همچنین  تماشای فیلم های خوب را دربرنامه شان لحاظ کنند.

 

-شعری که به ماهنامه ادبی وهنری سه نقطه هدیه می کنید.

درون گودال

آن قدر که از انداختن طنابی برسرش می ترسید

از افتادن سنگی نه

دیده بود

طنابی که از مرداب درش آورده

چگونه تا پای دار او را کشانده است

 

به یاد آورد

لرزیدن زمین را زیر پاهایش

لرزیدن چارپایه را زیر پاهایش

به یادآورد و از به یادآوردن مرگی فرارکرد

که دراتفاق بعد از طناب می افتاد

 

دارد نفس نفس می زند

و فکر می کند

شاید مرده ها هم

از چیزی فرار کرده و درخاک پنهان شده باشند

 

(از مجموعه ی خیلی چیزها روشن می شود

انتشارات فصل پنجم)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 4 =