گفت و گوی سه نقطه با داود سوران

منتشر شده توسط | تیر ۸, ۱۳۹۶

 

-داود سوران  به تعریف داود سوران.

داود سوران هستم. متولد بهمن ۱۳۶۳٫ علاقه مند به شعر و خوشنویسی. سه مجموعه شعر از بنده به چاپ رسیده:

«سکوت شنیدنی»،  ۱۳۸۸ نشر پینار

«نیامدنت می آید»،  ۱۳۹۰ نشر شانی

«زندگی را با روسری تو سر می کنم»، ۱۳۹۲ نشر شانی که چاپ چهارم کتاب آخر به همراه یک مجموعه جدید در نمایشگاه کتاب سال آینده به امید خدا رونمایی خواهد شد.

 

-رفاقت و دوستی شما با شعر از چه زمانی آغاز شد؟

رفاقت و دوستی با شعر از همان دوران ابتدایی شکل گرفت . بعدها کم کم وارد محیط پیرامونم شد و بعدترها وارد خلوتم.بیشتر مطالعه می کردم. دوران دبیرستان بود که کم کم جرأت نوشتن پیدا کردم.

دوستی با شعر همیشه یک دوستی دوطرفه بود برای من . هر زمان که شعر باید می بود کنارم به موقع حضور داشت.

 

-قصد دارید در عرصه ی ادبیات درچه جایگاهی قرار بگیرید و آیا به هدف خود رسیده اید؟

این ما انسان ها نیستیم که به نظر من جایگاه رو مشخص می کنیم. خودِ ادبیات دیر یا زود دوستان و دشمنان خودش رو به حق در جایگاه واقعی خودشون معرفی خواهد کرد.

 

-شما بیشتر درچه قالب هایی شعر می گویید و چرا ؟

اغلب اشعار بنده در حوزه ی شعر آزاد هست. بزرگترین دلیلش شاید این نکته باشه که بدون محدودیت و آزاد و رها می تونی حرف بزنی بدون اینکه چیزی دست و پای کلماتت رو به هم دوخته باشه. و شاید هم آشنایی با آقای شاملو. چون من پیش و بیش از دیگر شاعران با ایشون آشنایی پیدا کردم و هنوز هم وقتی کتاب های دوران دبیرستانم رو ورق بزنین اشعار ایشون در بیشتر صفحات به چشم می خوره.

 

-از بین شعرای قدیم بیشتر به کدام شاعران تعلق خاطر دارید؟

همه ی شعرا با هر قالبی که هنرشون رو بیان کردن قابل احترام هستن. و باید هم چنین باشه. هر انسانی جایگاه خودش رو داره و هر انسانی از دیدگاه خودش منحصر به فرده. همه ی شاعران قدیم به اندازه ی خودشون و کلماتشون به ادبیات ادای دین کردن و این بسیار ارزشمنده.

 

-به نظر شما مهم ترین ویژگی شاخص (مثبت یا منفی) جریان شعر امروز چیست؟

در جایگاهی نیستم که در مورد شعر امروز نظر بدم اما واقعیت امر این هست که متاسفانه ادبیات امروزِ ما یک ادبیات بیماره و پر از حواشی بچه گانه . فقط به یک نمونه اشاره می کنم که اگر شما برگزیدگان و داوران چند جشنواره شعر رو در سال های گذشته روی کاغذ بنویسید به چند نام مشترک و تکراری برخواهید خورد که بسیار جای تاسف داره. اگر اجازه بدید در مورد وضعیت ادبیات امروز بیش از این صحبت نکنیم. فقط امیدوارم ادبیات به روزهای خوب خودش برگرده.

 

-وضعیت مخاطبین شعر در دوره های گذشته چگونه بوده و مطلوب ترین وضعیت را چه می‌دانید؟ آیا شعرامروز با بحران مخاطب مواجه است؟چه راهکاری برای این وضعیت پیشنهاد میدهید؟

در مورد مخاطب بنده تنها به این سه سطر اشاره می کنم:

شاعران کوچک حرف های قدیمی را تکرار می کنند.

شاعران متوسط به سلیقه ی مردم شعر می گویند

شاعران بزرگ سلیقه ی مردم را می سازند.

امیدوارم برخی از شاعران امروز ما که خودم هم جزئشون هستم برای یک مدت کوتاه هم که شده در دسته ی سوم قرار بگیریم.

 

-بهترین پیشنهادهای شما به شاعران جوان؟

کوچیکتر از اون هستم که توصیه ای برای کسی داشته باشم اما همیشه به خودم این موضوع رو یادآوری کردم که مطالعه ببشتر از نوشتن برام اهمیت داشته باشه.

اجازه بدید با یک مثال حرفم رو ادامه بدم. یک انبار بزرگ پر از امکانات زبانی رو در نظر بگیرید . از این انبار همه ی شاعران گذشته با زبان ها و قوالب مختلف استفاده کردن. هر شاعری هنرمندانه از این انبار کلمه انتخاب کنه قطعا موفق تر خواهد بود.

مردم عادی دمِ دستی ترین کلمه رو ممکنه انتخاب کنن اما رسالت شاعر ایجاب می کنه که در اعماق این انبار جستجو کنه و بهترین کلمات رو انتخاب کنه.

 

-شعری که به گروه ادبی وهنری سه نقطه هدیه می کنید.

مرا چه به تو ؟

دریا

هیچ وقت به رودخانه نریخته ست.

همان بهتر

به زانوهای مادرم فکر کنم

و آلزایمر مادربزرگ

که تنها کلمه ی مدرن ِ خانه ی قدیمی ماست

و اینکه

ماهی را هروقت از آب بگیری

دریایی را در ماتم

غرق کرده ای.

 

-سخن پایانی؟

آرزوی بهترین ها برای همه ی مردم دنیا

و آرزوی جهانی پراز صلح. ارادتمند؛ داود سوران

.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *