مهناز شجاعی آرا

منتشر شده توسط | ژوئن 26, 2017

تنم را

برداشتی

پیچیدی

لای پوست ماده گوزنی

که تنهایی ام را پیچیده کرده است

نگرانم

نگرانم

پای جنگل به اتاق باز شود

دست به کلمه ایستاده ام

برای دفاع از مرز انگشتانی

که روی خطوط تنم کار می کنند

 

مهناز شجاعی آرا


برای داشتن تو

کافیست

خودم را بردارم

اول همه ی فصل ها بگذارم

تو بوی آسمان به خود بگیری

من دست باران را بگیرم

و پنجره ها را آب بدهم

شک نکن

تمام شهر

برای تماشای این صحنه

آنقدر به تو فکر می کنند

که صـــــدا به صــــــدا  نمی رسد

 

مهناز شجاعی آرا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 1 =